۱۳۸۷ دی ۶, جمعه

برگي ديگر از اسناد محرمانه تاريخ معاصر


بعد از یه غیبت طولانیه یک ماهه با دست پر اومدم البته باید منو ببخشید بابت غیبتم واقعا کمبود وقت داشتم . امیدوارم که منو ببخشید.
در عوض براتون این مدرک محرمانه از دولت ایران رو آوردم .در واقع وقتی این رو بخونید دیگه نیازی به توضیح من نیست .
فقط تنها چیزی که می تونم بگم اینه که خودتون قضاوت کنید که آیا به این نمی گن جنایت ؟


۱۳۸۷ آذر ۱۰, یکشنبه

تعیین تیم حرفه ای! احمدی نژاد برای برگزاری مراسم روز دانشجو

تعیین تیم حرفه ای! از طرف دولت برای برگزاری مراسم روز دانشجو

خبرنامه امیرکبیر: شنیده شده که دولت تیمی را جهت برگزاری مراسم ۱۶ آذر در دانشگاه ها بسیج کرده است.
وزیر علوم چند روز پیش از برنامه های مختلف این وزارتخانه برای روز دانشجو خبر داد و اعلام کرد دولت قصد دارد جلوی سوء استفاده ضد انقلاب را از مراسم روز دانشجو بگیرد.
یک تیم حرفه ای تعیین شده توسط دولت قرار است مراسمی را با عنوان روز دانشجو در یکی از دانشگاه های تهران برگزار کنند. آن ها قرار است با فیلمبرداری از این مراسم و بازتاب آن در صداوسیما این گونه القا کنند که دانشجویان حامی سرسخت احمدی نژاد هستند.
قرار است از این فیلم در جریان انتخابات ریاست جمهوری نیز استفاده شود.آخه چقدر دیگه می خوان مردم رو فریب بدن وا قعا که جای تأسف داره.

۱۳۸۷ آبان ۲۷, دوشنبه

فساد قانون‌گذاری در جمهوری اسلامی ایران

دکتر حسين باقرزاده
«شهروند امروز» به دستور هیئت نظارت بر مطبوعات و وزیر ارشاد اسلامی توقیف شده است. توقیف مطبوعات در جمهوری اسلامی ایران البته چیز تازه‌ای نیست و در ده سال اخیر نمونه‌های فراوانی از آن داشته‌ایم. در سال‌های اخیر هم علارغم این كه تصفیه وسیعی در مطبوعات كشور رخ داده است، هفته و ماهی نمی‌گذرد كه از توقیف نشریه دیگری خبر نرسد. بهانه‌ها هم بیشتر «تكنیكی» است. از جمله در این مورد، علت توقیف،‌ درج مطالب «سیاسی» در نشریه‌ای كه ظاهرا قرار بوده «اقتصادی، فرهنگی یا ورزشی» باشد نام برده شده است كه ظاهرا بر اساس قانون مطبوعات «تخلف» به حساب می‌آید. از این كه چگونه در این عصر و زمانه می‌توان آزادی بیان را با وضع قانون به اجازه دولتی محدود كرد آن هم با این قید كه متقاضی اول باید بگوید در چه زمینه‌ای می‌‌خواهد حرف بزند تا اجازه این كار را بگیرد و بعد اگر در زمینه دیگری حرف زد بتوان او را مجازات كرد می‌گذریم. از این نیز می‌گذریم كه در جامعه‌ای كه همه‌ چیز سیاسی ‌شده است چگونه می‌توان از یك مسئله فرهنگی سخن گفت كه اصلا بوی سیاست ندهد. و بالاخره از این نیز می‌گذریم كه داور این كه مطلبی‌ را در چه مقوله‌ای می‌توان جای داد كیست و ملاك داوری چیست. چرا كه دلایل توقیف معمولا چیز دیگری است، و توسل به قانون مطبوعات بهانه‌ای بیش نبوده است.

قانون‌گذاران جمهوری اسلامی در دو چیز استادند. یكی وضع قانون برای پایمال كردن حقوق شهروندان و اعمال سركوب و خشونت علیه آنان، و دیگری ابهام‌نویسی در قانون برای بازگذاشتن جای هرگونه تفسیر و تأویل. كمتر قانونی است كه از تصویب مجلس شورای اسلامی‌ گذشته باشد و حق و حقوقی از مردم را سلب یا محدود نكرده باشد. تبعیض و خشونت نیز از بند بند قانون مجازات اسلامی كه متن جدید آن هم اكنون در دستور كار مجلس قرار دارد می‌بارد. افزایش جرایم مستوجب اعدام در این قانون از اشتهای سیری‌ناپذیر حاكمیت برای خشونت خبر می‌دهد. گویی كه مجلسیان جز افزایش سلطه حكومت بر جان و مال و آزادی مردم، آن هم با خشونت بیشتر و بیشتر، فكر و ذكر دیگری ندارند. و این البته تمام داستان نیست. قانون‌گذاران جمهوری اسلامی گویی تعمد نیز دارند تا متن قانون را چنان بنویسند كه جای‌ تأویل و تفسیر آن باز بماند و به این ترتیب دست مجریان را در سوء استفاده از آن باز نگهدارد.

در اعمال این دو مهارت، مجلسیان البته از سنتی قوی ارتزاق می‌كنند: سنت فقه. احكام فقهی مشحون از تبعیض و خشونت و نفی حقوق بشری و شهروندی است، و تلاش قانون‌گذار در جمهوری اسلامی غالبا بر این بوده است كه این احكام را به شكل قانون در‌آورد و به آن‌ها اعتباری امروزین ببخشد. ابهام و تأویل‌پذیری نیز از خصیصه‌های احكام شرعی مربوط به جزا است. یك نمونه كامل آن جرم «فساد برروی زمین‌» است كه در فقه و به تبع آن در قوانین جمهوری اسلامی اشد مجازات یعنی‌ مرگ را به دنبال می‌آورد. اگر در قوانین معمول سراسر جهان، هر كیفر ساده‌ای در برابر جرم تعریف شده مشخص قرار می‌گیرد، در جمهوری اسلامی می‌توان هر فرد «نامطلوب»ی را به اتهام كشدار «فساد بر روی زمین» به دادگاه كشاند و بسته به تعریف قاضی و دادستان از «فساد» او را سر به نیست كرد. و راستی مگر كم كسانی در طول حیات ۳۰ ساله جمهوری اسلامی به اتهاماتی از این قبیل جان خود را از دست داده‌اند؟ پاسخ این است كه البته خیر، آن هم در شمار هزاران و هزاران. از جمله، یكی از آن‌ها كه به توقیف شهروند امروز منجر شده است و بعدا به آن می‌رسیم.

قانون مطبوعات نمونه‌ شاخصی از كاربرد این دو خصوصیت در قانون‌گذاری است. محدودیت‌های فراوانی كه در این قانون بر آزادی بیان (از طریق نشر) برقرار شده عملا چیزی از آزادی بیان باقی نگذاشته است. اصل لزوم گرفتن پروانه برای نشر، نقض آزادی بیان است تا چه برسد به محدودیت‌های شدیدی كه برای صلاحیت صاحب امتیاز و مسئولیت‌های او برقرار شده است. به روشنی، هدف قانون‌گذار از تصویب این قانون محدود كردن جواز نشر به عناصر مورد اعتماد حاكمیت و سلب آن از عامه مردم بوده است. ولی‌ قانون‌گذار به این امر بسنده نكرده است، و بلكه به سنت سنیه خود تا جایی‌ كه توانسته عبارات مبهم یا تعبیر‌پذیر را در قانون گنجانده است تا دست حاكمیت در بهره‌گیری از آن باز باشد. از جمله، می‌توان به همین قید مربوط به این كه باید موضوع كار نشریه مشخص باشد و نشریه فقط (یا «اكثرا») در حول و حوش همان موضوع سخن بگوید اشاره كرد. آخر معلوم نیست اگر نشریه‌ای خود را اجتماعی معرفی كرد و مطلبی اقتصادی را احیانا به چاپ رساند به كجای عالم (یا قدرت قاهره حاكمیت) بر خواهد خورد كه قانون جواز توقیف آن را صادر كرده است.

ولی این معلوم است كه بندی از این قبیل چگونه می‌تواند به دست حاكمیت حربه‌ بدهد تا به بهانه‌های ساده‌ای یك نشریه را ببندد و به صورت خشونت‌باری زندگی اقتصادی و شغلی و اجتماعی كاركنان آن را به باد فنا بسپارد. یعنی كافی است كه یك نشریه «اجتماعی» در تحلیلی از یك پدیده اجتماعی به اثرات اقتصادی‌ آن نیز بپردازد تا تیغ داموكلس هیئت نظارت را بر بالای سر خود احساس كند. و ظاهرا نیت قانون‌گذار نیز همین بوده است. و الا هیچ دلیل خردمندانه‌ای برای این مته به خشخاش گذاشتن‌ها در قانون قابل تصور نیست. قانون به اندازه كافی مقررات غلاظ و شداد برای این كه امتیاز نشر به دست افراد «نااهل» نیفتد وضع كرده است. در این صورت، اگر قانون‌گذار در پی آن نبود كه دست حاكمیت را در سركوب باز بگذارد دلیلی‌ برای این تفصیلات نالازم ولی‌ تأویل و تفسیر بردار و قابل سوء استفاده وجود نداشت. قانون در جمهوری اسلامی عموما هم در مضمون خود سركوبگرانه است و هم از طریق باز گذاشتن راه تأویل و تفسیر به سركوب میدان می‌دهد، و این یعنی‌ سركوب مضاعف از طریق قانون.

همان طور كه در بالا آمد، تأویل‌پذیری قانون معمولا به این هدف صورت می‌گیرد كه دست حاكمیت در سركوب و اعمال خشونت باز باشد، و بتواند به بهانه قانون سركوب خود را اعمال كند. توقیف شهروند امروز ظاهرا به یك بهانه تكنیكی صورت گرفته، ولی اعتقاد عمومی بر آن است كه دلیل اصلی آن چیز دیگری بوده است. تصادفی نیست كه توقیف‌های مطبوعاتی، و از جمله در این مورد، غالبا پس از اخطارهای تهدیدآمیز ولی فقیه صورت می‌گیرد. این تهدید‌ها كافی است كه «غلامان» را به كندن درخت مطبوعات از بیخ وادارد، و در این جا است كه بندهای كشدار و یا تأویل و تفسیر‌پذیر قانون به كار می‌آید. شهروند امروز مقالاتی را نشر داده كه به مذاق بخشی از حاكمیت، و از جمله ظاهرا آقای خامنه‌ای، خوش نیامده و همین امر به توقیف آن منجر شده است. در این كه هضم كدام یك از مطالب اخیر این نشریه برای حاكمیت سنگین بوده است اختلاف نظر زیادی وجود ندارد و اكثریت قریب به اتفاق دست اندركاران نشریه آن را به شرح خاطراتی مربوط به مرگ آیت‌الله لاهوتی در آبان ۱۳۶۰ مربوط می‌دانند.

آیت‌الله لاهوتی از نزدیكان آیت‌الله خمینی‌ بود و به فاصله كوتاهی از حدوث انقلاب از سوی او به «فرماندهی نیروهای انقلاب» منصوب شده بود. ولی در سال ۱۳۶۰ و در جریان ترورهایی كه از سوی مجاهدین صورت می‌گرفت و موج خشونت‌های مرگبار حكومتی علیه مجاهدین و سایر مخالفان حكومت، یكی از پسران او (وحید) كه با مجاهدین كار می‌كرد دستگیر شد و به دنبال آن اسدالله لاجوردی دستور دستگیری آیت‌الله لاهوتی را نیز صادر كرد. وحید لاهوتی در فاصله كوتاهی كشته شد و پدر او نیز در وضع مشكوكی در زندان درگذشت. در آن هنگام هاشمی‌ رفسنجانی كه رییس مجلس بود و با لاهوتی نسبت خانوادگی داشت (دو دختر او با دو پسر دیگر لاهوتی ازدواج كرده‌اند) در مجلس اظهار ناراحتی كرد. اكنون شهروند امروز به نقل از پسران لاهوتی می‌گوید كه او را در زندان مسموم كرده بودند و همان موقع گزارش پزشك قانونی این امر را نشان می‌داد و هنوز هم وجود دارد. در مجموع از گزارش شهروند چنین بر می‌آید كه آیت‌الله لاهوتی به دستور اسدالله لاجوردی با سم كشته شده است. علاوه بر این، همان هنگام این موضوع برای بستگان او به شمول علی‌اكبر هاشمی رفسنجانی روشن بوده است.

این گزارش برای حكومتی كه از اسدالله لاجوردی یك شهید ساخته است البته به سادگی قابل هضم نیست. آقای زید‌آبادی (از نویسندگان شهروند امروز) می‌‌نویسد (۱) كه آقای رفسنجانی متن گزارش را پیش از انتشار دیده و این قسمت را كه می‌توانسته حذف كند جا گذاشته است. این كه او موضع شرم‌آور خود (سرپوش گذاشتن بر نقش لاجوردی در كشتن آیت‌الله لاهوتی) را در آن زمان چگونه می‌تواند توجیه كند موضوع بحث ما نیست. انگیزه او هم در این كه چرا گذاشته است این موضوع امروز مطرح شود روشن نیست. ولی به طور قطع، سایر قدرتمداران جمهوری اسلامی و به خصوص ولی فقیه از این كه قدسیت رهبران و كارگزاران جمهوری اسلامی (به شمول اسدالله لاجوردی) با انتشار گزارش‌هایی از این قبیل خدشه ببیند نمی‌توانند احساس آرامش كنند. جمهوری اسلامی هنوز از پاسخگویی در برابر جنایاتی كه بر بسیاری از آن‌ها بیش از دو دهه می‌گذرد به هیچ عنوان بر نمی‌آید و هم‌چنان سعی دارد بر آن سرپوش بگذارد. و هرگونه اقدامی‌ برای پس زدن پرده‌ای از كوچك‌ترین این جنایات با واكنش شدید و خشن حاكمیت و از جمله توقیف نشریه روبرو می‌شود.

لحن كشدار قانون مطبوعات بهانه لازم را برای توقیف شهروند امروز كه پرده كوچكی از جنایات دهه شست را كنار زده است فراهم آورد. مرگ آیت‌الله لاهوتی اگر مشكوك بود، در كشتار عظیم هزاران نفر دیگر در آن سال‌ها تردیدی وجود ندارد. این كشتار بدون وجود قانونی كه به قاضیان اجازه می‌داد با تفسیر خود از عبارات كشدار محاربه با خدا و فساد بر روی زمین هر كه را می‌خواهند سر به نیست كنند امكان نداشت. آیت‌الله لاهوتی هم اگر بر اساس اسنادی كه اكنون از سوی فرزندانش و دختران رفسنجانی رو می‌شود كشته شده باشد به طور قطع باید مشمول عناوین محاربه با خدا و فساد بر روی زمین شده باشد. قاضیان و دادستانان آن زمان (به شمول لاجوردی) به لحاظ شرعی مقیدتر از آن بودند كه بی دلیل دست خود را به خون دیگری‌ بیالایند. از این رو، اگر می‌كشتند (كه می‌كشتند و چه بسیار) آن را به استناد قوانینی می‌كردند كه از یك سو جواز كشتن را داده بود و از سوی دیگر تعبیراتی را به كار برده بود كه به راحتی می‌شد (و می‌شود) بر هر كسی، و از جمله یك آیت‌الله مورد وثوق آقای خمینی، اطلاق كرد. خشونت جنایت‌بار جمهوری‌ اسلامی از فسادی ‌ریشه‌دار در آن حكایت می‌كند، و فساد قانون در قلب آن نشسته است.

۱۳۸۷ آبان ۲۰, دوشنبه

صدور حكم قطع انگشتان دست دو جوان در تهران

رژیم جنایت پیشه جمهوری اسلامی در یک اقدام ضد انسانی، حكم قطع انگشتان دست دو جوان را در تهران صادر كرده است. نام این دو جوان نگون بخت سهیل- م و نادر- خ اعلام شده است.
اعمال مجازات های غیرانسانی نظیر قطع اعضای بدن در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی با اعتراض شدید سازمانهای بین المللی مدافع حقوق بشر روبرو است.
قطع دست جوانان محروم به اتهام سرقت در ایران آخوندزده در حالی است که یک پاسدار قاتل بنام صادق محصولی که یكی از جنایتكارترین فرماندهان سپاه پاسداران بشمار می رود با دزدی و چپاول سرمایه های کشور به ثروت های افسانه ای دست یافته بطوریکه به نوشته رسانه های حکومتی، روزانه بیش از چهل میلیون تومان درآمد دارد


واقعا به این می گن عدالت اجتماعی یا همون عدالت علی که برای همه وهمه کس همه چیز یکسان هست

۱۳۸۷ آبان ۱۳, دوشنبه

«حکومت ایران با تظاهرات امروز تهران نشان می دهد که همچنان به یاغیگری افتخارمی کند»






یک روز پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده که در آن ممکن است برای نخستین بار در تاریخ آمریکا فرد نیمه سیاه پوستی از جانب مردم آن کشور برای احراز بزرگترین مقام سیاسی آن کشور گزیده شود که پدرش مسلمان و زاده کنیا بوده است، در تهران از ساعات بامداد امروز (دوشنبه 13 آبانماه 1387 – 3 نوامبر 2008) تظاهرات سازمان داده شده دولتی به مناسبت بیست و نهمین سالگرد اشغال سفارت آمریکا آغاز گردید. جمهوری اسلامی ایران امسال تلاش کرده بود این تظاهرات با گستردگی بیشتر برگزار شود و از این رو شمار شرکت کنندگان افزون تر از سالهای گذشته بود. مقامات حکومت تلاش کردند با این اقدام نمایشی نشان دهند که به پایمال سازی قوانین بین المللی افتخار می کنند و خود را تافته جدا بافته ای از جامعه بشری می دانند و همچنان به راه ستیز ادامه می دهند و از مرامهای فتنه گرانه خود دست برنخواهند داشت.تظاهرات امروز یک یادآوری به رئیس جمهوری آینده ایالات متحده نیز محسوب می شود که رژیم ایران حاضر به تغییر اصولی سیاستهای خویش نیست و حتی اگر تاکتیکها را تغییر دهد بازهم همان هدفهای استراتژیک را که از باورهای دینی و مرامهای تعصب گرایانه آنان سرچشمه می گیرد دنبال خواهد کرد. تظاهرات امروز می تواند به ویژه یک یادآوری برای سناتور باراک اوباما باشد که در نطقهای خود ابراز آمادگی کرده با حکومت ایران وارد گفتگو شود، ولی مشاورانش گفته اند که این گفتگو از نظر زمانی محدود و از نظر سطح دیپلماتیک پائین خواهد بود که اگر به نتیجه نرسد، ایالات متحده حاضر است حتی گزینه نظامی را نیز مورد توجه قرار دهد.بیشترین بخش از افرادی که به تظاهرات موسوم به "سالروز تسخیر لانه جاسوسی" کشانده شدند، دانش آموزان دبستان و دبیرستان بودند که حکومت در سازماندهی آنان برای کشاندن به خیابان و برگزاری تظاهرات فرمایشی تجربه زیادی دارد. بسیاری دیگر از شرکت کنندگان، افراد وابسته به حکومت از قبیل نیروهای بسیجی، افراد سپاه پاسداران و کارمندان و حقوق بگیران رژیم بودند.آگاهان می گویند که حکومتهای خودکامه به آسانی می توانند شمار زیادی سیاهی لشگر وارد صحنه کنند که نمونه آن در تظاهرات فرمایشی در کره شمالی و هنگام برسرقدرت بودن صدام حسین درعراق، در بغداد نیز دیده می شد.با آن که هوا امروز در تهران سرد است و باران پراکنده می بارد، به دانش آموزان و دیگر شرکت کنندگان دستور داده شده بود که حق ندارند مسیر راه پیمائی را ترک گویند.در مسیرهای راه پیمانی، به شرکت کنندگان دستور داده شده بود علیه ایالات متحده و اسرائیل شعار دهند و حمایت خود را از آیت الله خامنه ای به عنوان رهبر رژیم اعلام کنند.در سالهای پیش از انتصاب احمدی نژاد به ریاست جمهوری، گروههائی در ایران وجود داشتند که می کوشیدند از اشغال غیرقانونی سفارت ایالات متحده در تهران ابراز برائت کنند. برخی از آنها به اشتباه بودن راه خود اعتراف کردند و برخی دیگر گفتند که حتی اگر در آن روزها چنین اقدامی ظاهرا لازم بود انجام شود، شرائط جهانی تغییر کرده و نباید به این شیوه ها ادامه داد.جمهوری اسلامی ایران در سالهای حکومت خود، بابت اشغال سفارت آمریکا و به گروگان گرفتن دیپلماتهائی که در هر کشور جهان از مصونیت برخوردار هستند و اسارت آنان همانند اعلام جنگ علیه کشور مقابل است، خسارات سنگین مالی و سیاسی و اقتصادی پرداخته، ولی سران آن هنوز هم به اقدام خود افتخار می کنند و آن را یکی از بزرگترین دستاوردهای رژیم در طول سی سال گذشته می دانند و به قوانین جهانی بی اعتنائی می کنند.از جمله، مهدی کلهر در سمت مشاور رئیس جمهوری گفت: «سیزدهم آبان یک ضربه کاری بر پیکره آمریکا بود» و تهدید کرد که اگر ایالات متحده قصد حمله نظامی به تاسیسات اتمی ایران را داشته باشد، «سایگون خاورمیانه، برای آمریکا دهشتناک تر خواهد بود». اشاره کلهر به خروج سربازان آمریکائی از سایگون پایتخت ویتنام جنوبی بود. این سخنان اعتراف دوباره ای به داشتن عوامل ترور و فتنه انگیزی رژیم در کشورهای منطقه و به ویژه عراق و لبنان است. آیت الله خمینی اشغال سفارت آمریکا را یک معجزه الهی برای تثبیت رژیم خوانده بود. زیرا این اقدام غیر قانونی به حکومت امکان داد همه رقبای خود را، که به قدرت رسیدن حکومت دینی مدیون همکاری آنها بود، سرکوب و از میدان به در کند. حزب توده ایران و سازمان مجاهدین خلق ایران در این مرحله بیشترین آسیب ها را دیدند. ولی گروههای وابسته به جبهه ملی نیز پیشتر از صحنه کنار گذاشته شده بودند.همه نهادهای دولتی و حکومتی در ایران به مناسبت سیزدهم آبان طبق روال همیشگی حکومت، بیانیه هائی در تمجید از اشغال غیر قانونی سفارت خانه یک کشور خارجی در تهران انتشار دادند. شورای نگهبان در بیانیه خود این اقدام تجاورکارانه را «حماسه در هم شکستن هیمنه استکبار جهانی» نامید و ادعا کرد که این «دستاور» با همت ملت ایران حاصل شد.علیرضا افشار که یکی از "دانشجویان پیرو خط امام" هنگام اشغال سفارت آمریکا بود در یک گفتگوی رسانه ای، دوباره از این رفتار دفاع کرد و گفت: «این حرکت ما انقلاب اسلامی را جهانی کرد». گفتنی است که به دنبال این اقدام خارج از عرف بین المللی بود که نه فقط روابط ایران و ایالات متحده قطع شد، بلکه ممالک اروپائی و بسیاری دیگر از کشورهای جهان از رژیم ایران دور شدند و آن را تنها گذاشتند و در نتیجه صدام حسین گستاخ گردید و در صدد بلعیدن بخشی از خاک ایران برآمد و آن جنگ فاجعه بار را به راه انداخت.بسیاری از تحلیگران بر این باورند که اگر اشغال سفارت آمریکا انجام نمی گرفت و روابط تهران – واشنگتن قطع نمی شد، صدام حسین این گستاخی را نداشت که به ایران حمله کند. خسارات و تلفات این جنگ هشت ساله را اگر به یک میلیارد دلار پولی که ایران به عنوان غرامت به شرکتهای آمریکائی پرداخت اضافه کنیم، مبلغ کلانی می شود که زیان مالی و جانی حکومت و ملت ایران به خاطر یک اقدام غیر قانونی محسوب می گردد.از آنجا که حکومت ایران می کوشد همه قانون شکنی ها و ماجراجوئی های خود را به پروردگار نسبت دهد، گروه موسوم به "بسیج دانشجوئی دانشگاه تهران" در بیانه خود ادعا کرده نوشت: «تسخیر لانه جاسوسی نیز مانند انقلاب و دفاع مقدس (جنگ هشت ساله با عراق) هدیه ای الهی بود».در تهران، بسیاری از تحلیگران بی طرف بر این باورند که تسویه حساب ایالات متحده با حکومت ایران به خاطر این تعرض هنوز پایان نگرفته و دولت واشنگتن همان گونه که پس از حادثه 11 سپتامبر 2001 نشان داد، از تقصیر دیگران نمی گذرد و آنانی را که قصد تعرض به آمریکا را دارند نمی بخشاید.







۱۳۸۷ مهر ۲۷, شنبه




فعالان حقوق بشر در ايران
به پيوست دو سند متعلق به دفتر مقام رهبري مي باشد که به دست اين مجموعه رسيده است ، طبق سند افشا شده در رابطه با فعاليت هاي انسان دوستانه ي 54 نفر بهايي در شيراز که در آگوست 2007 به اتهام اقدام عليه امنيت ملي بازداشت شده بودند، اين افراد "بي گناه " مي باشند. لازم به ذکر است 3 نفر از آنها به نام هاي رها ثابت، هاله روحي و ساسان تقوا که هم اکنون 10 ماه از 4 سال حکم خود را گذرانده اند ، همچنان در يکي از بازداشتگاههاي اطلاعات ( معروف به پلاک 100 ) که تنها براي بازجويي و بازداشتهاي موقت از آن استفاده مي گردد ، محبوسند. 51 نفر ديگر نيز به يک سال حبس تعليقي محکوم شده اند که طبق اظهارات سخنگوي قوه ي قضاييه عليرضا جمشيدي بايد در کلاسهاي سازمان تبليغات اسلامي کشور حضور يابند.
با وجود اينکه سند افشا شده، بر اساس تحقيقات "ولي رستمي" بازرس و مشاور حقوقي دفترمقام رهبري اتهامات مربوطه را رد مي کند، هنوز هيچ اقدامي از طرف مسئولين در جهت آزادي 3 زنداني فوق الذکر صورت نگرفته و کلاس هاي تبليغات اسلامي همچنان ادامه دارد. جالب اين جاست که در حکم دريافتي براي برگزاري کلاس ها، درون مايه ي اين جلسات "توضيح اصول اسلامي، توحيد، معاد، نبوت و لاغير" ابلاغ شده است اما در عمل چيزي جز توهين به اعتقادات و تفتيش عقايد نيست.
اين سند مهر تاييدي است بر اظهارات متهمين که اقدامات خود را تنها در جهت ارتقا سطح فرهنگي، تربيتي و بهداشتي کودکان و نوجوانان توابع محروم شهر شيراز عنوان کرده بودند حال آن که مسئولين امور آن را اقدامي عليه امنيت ملي عنوان کرده اند.طبق سند افشا شده ديگر بهانه اي براي ادامه دادن به اجراي حکم نا عادلانه و غير انساني اين 54 نفر وجود ندارد و آزادي بي قيد و شرط 3 نفر زنداني و پايان دادن به کلاس هاي اجباري تبليغات اسلامي لازم الاجراست.
در ذيل متن نامه ي مورد اشاره ذکر شده به طور کامل درج شده است و سند دست نويس همراه با امضاي بازرس و مشاور حقوقي دفتر مقام معظم رهبري؛ "ولي رستمي" نيز قابل مشاهده مي باشد.
محضر مبارک نماينده مقام معظم رهبري در استان و امام جمعه معزز شيراز
سلام عليکم
با عرض سلام، ادب و احترام به پبوست تقاضاي اولياي سه نفر متهم به فعاليت هاي بهاييت که مزين به پينوشت حضرتعالي مي باشد، حسب الامر جنابعالي مورد بررسي دقيق قرار گرفت که مشروح اقدامات و تحقيقات به شرح ذيل جهت هر گونه تصميم گيري به سمع و نظر مبارک حضرتعالي مي رسد.
دو نفر از متهمين زنداني به نامهاي 1.رها ثابت 2. هاله روحي در حين مرخصي از زندان با حضور در دفتر، چنين اظهار مي داشتند که هيچگونه فعاليتي که جنبه سياسي و يا تبليغ فرقه بهائيت باشد در سالهاي گذشته در شيراز -فارس و حتي ايران نداشته ايم و اقدامات و فعاليتهاي ما عموما جنبه عام المنفعه و اجتماعي داشته و در اين مدت هيچگونه نام و نشان و علائمي که دلالت از بهائيت باشد نه در اجتماع شرکت کنندگان در کلاس و نه به صورت انفرادي از خود بروز نداده و صرفا مشغول فعاليت اجتماعي و بهداشتي بوده ايم. اين کلاسها عموما در محلهاي فقيرنشين از سهل آباد و مهدي آباد و... تشکيل مي شد و با اخذ مجوز از شوراي اسلامي شهر به فعاليتهاي خيرخواهانه و انسان دوستانه مشغول بوديم % در ملاقاتي که اولياء اين سه متهم داشتند ، همين اظهارات را با همان اهداف مورد اشاره و تاييد قرار دادند و معتقد بودند که دادگستري شيراز در رسيدگي به اين پرونده و اجازه استفاده از وکيل و صدور راي عدالت را مد نظر نداشته و به حقوق ما ظلم شده و از محضر نماينده محترم مقام معظم رهبري در استان و امام جمعه محترم شيراز تقاضاي احقاق حق داريم %
پس از استماع اظهارات متهمين و اولياء آنان و مطالعه پرونده ارائه شده ، به محله مهدي آباد عزيمت نمودم و به يکي از ساکنين محله که خود را سرهنگ باز نشسته ناجا بنام آقاي جدي معرفي مي نمود مراجعه و پس از سوالات مطرح شده در خصوص نحوه فعاليت و اهداف اين گروه چنين اظهار نظر نمودند : اين افراد از آغاز فعاليت تا کنون با هدف خير انديشي و خدمت انساندوستانه به نوجوانان و جوانان هفته اي يک مرتبه کلاس داشتند و بيشتر کلاسها جنبه نقاشي و آموزش خط و بهداشتي و اخلاقي داشت و هيچگونه اظهار نظري در خصوص مسايل ديني و سياسي نداشتند و هيچ وقت از بهائيت نه اسمي و نه عنواني مطرح نکردند از نحوه آموزش و حضور در بين نوجوانان و جوانان اين محله اظهار رضايت مي کردند و معتقد بودند از زمان حضور اين افراد در محله مهدي آباد روش آداب و معاشرت و اخلاق اجتماعي جوانان تغيير مثبت داشته بگونه اي که باعث دلگرمي خانواده ها و اميدواري نسبت به آينده فرزندان از نظر تربيتي گرديده بودند. با تعداد 8 نفر از جوانان و نوجوانان شرکت کننده در اين کلاسها نيز مذاکره و پس از سوالاتي ، اعلام داشتند اين گروه مشغول امورات تربيتي و عموما کلاسها جنبه نقاشي - خطاطي و اخلاقي و معاشرتي داشته و هيچگونه بحث سياسي واظهار نظر خلاف موازين شرعي وقانوني و فرهنگي نداشتند و ما جوانان و نوجوانان انصافا از حضور اين افراد و گروه بهره کافي برديم و تقاضاي حضور مجدد آنها را داريم.
27/3/87 بازرس و مشاور حقوقي دفتر ولي رستمي
خبرگزاري جبهه متحد دانشجويي
انجمن زندانيان سياسي گزارش دادسعید درخشندی و احمد دانش پذیر كه به بند 7 زندان شماره ی 8 اوین تبعيد شدند ازمدافعين حقوق بشر درخواست ياري نموده اند. براساس اين گزارش زندانيان اين بند در شرايط دشواري بسر مي برند به نحوي كه شرايط استحمام آنها به سختي ممكن است و براي 180 نفر تنها 3 دوش وجود دارد.سعید درخشندی گفته است از قول من به مردم بگویید که ما زندگی در جهنم را تجربه می کنیم
همچنين اين انجمن درخبري ديگر گزارش كرد محمد حسین فلاحیه چهاردهمین روز اعتصاب غذای خود را پشت سر گذاشته است. مهم ترین خواسته ی این روزنامه نگار زندانی این است که بتواند وکیل داشته باشد ولی دادگاه انقلاب و وزارت اطلاعات،اجازه ی این کار را نمی دهند

۱۳۸۷ مهر ۱۶, سه‌شنبه

ساسان کردستانی
احمدی نژاد در مراسم معارفه سومین رییس کل بانک مرکزی و استعفای اجباری طهماسب مظاهری، مطالبی بر زبان آورد که تأملی اندک بر شیوه تفکر رییس جمهور آقای خامنه ای، ضروری است .
ایشان گفتند: "ضمن لزوم وارد شدن ادبیات اسلامی به اقتصاد ایران باید بدانیم که کار حرام ، حرام است و نمی شود با یکی دو فرمول کار حرام را حلال کرد."
آیا این عوام فریبی و شعبده بازی با کلمات نیست؟ یعنی شما نمی دانید که علم اقتصاد همچون علم ریاضی و فیزیک تابع فرمول ها و قوانین خاص خود است واسلامی و مسیحی و یهودی بر نمی دارد؟
مگر شما نمی دانید که خزانه بانک مرکزی با سپرده ها و پس انداز های مردم ایران پر می شود؟ به چه حقی با پول مردم همه کار می کنید و باز از حلال و حرام دم می زنید؟
شما نه تنها با کشورهای بی خدای کمونیست چین و کره شمالی بیشترین معامله را دارید، بلکه آقای چاوز رییس جمهور ونزوئلا (دوست عزیز شما) اصلن حلال و حرامی نمی شناسد و تصاویرش با فاحشه ها و زنان فاسد را می شود همه جا پیدا کرد!
ایشان فرمودند : ".. از جمله اين واقعيت‌ها اين است كه مردم مي‌بينند بعضي از افراد به راحتي وام‌هاي ده‌ها ميلياردي دريافت مي‌كنند و از آن طرف يك فرد يا تعدادي از افراد براي راه‌ انداختن يك بنگاه كوچك توليدي و دريافت وام ناچيز با مشكلات متعدد مواجه مي‌شوند."
آقای احمدی نژاد گویا فراموش کرده اید که شما دیگر استاندار اردبیل نیستید و این تصمیمات بانک ها با امضای "رییس جمهور" میسر است و شما هم از بخت بد رییس دولت هستید! دولت هم یعنی شما و کابینه تان به اضافه فرمانده هان نظامی و بیت رهبری خدایگان...!
در این میان تنها "مردم ایران" هستند که باید کماکان در غفلت و ناآگاهی بمانند تا شما و سرداران! سپاه از خوان یغمای ثروت ایران بخورید و به ریش ملت در بند ایران بخندید.
صد ملیون صد ملیون حق السکوت به نمایندگان خامنه ای و شورای نگهبان بذل و بخشش می کنید و دستور می دهید تا موضوع "رسانه ای نشود" یعنی منابع و ثروت ایران در مراکز دربسته و پنهانی مابین "خودی ها" تفسیم شود، چون در اسلام شما "حرام" به راحتی آب خوردن "حلال" می شود!
آقای احمدی نژاد بر کسی پوشیده نیست که صندوق ذخیره ارزی و اداره بانک مرکزی و کل بودجه کشور ایران، در ادبیات و فرهنگ اسلامی شما تنها و تنها ابزاری است برای نقشه تداوم ریاست دوباره شما. و مردم این خیمه شب بازی های تو و خامنه ای را خوب می دانند!
خامنه ای هم اگر به اندازه یک سر سوزن برای آرأی مردم ایران ارزش قائل بود هرگز این حق را نداشت تا بدون اجازه مردم به شما بگوید:
"بروید و خیال کنید که شما 4 سال دیگر هم رییس جمهور خواهی بود !".
معنی حرام چیست؟

۱۳۸۷ مهر ۷, یکشنبه

آقای احمدی نژاد دروغ چرا!!!؟ نامه ای از ابوالفضل جهاندار
فعالان حقوق بشر در ايران
آقاي احمدي نژاد ، در مصاحبه با روزنامه لوس آنجلس تايمز در پاسخ به اين سوال که آيا در ايران فعالين سياسي تحت فشار مي باشند يا خير؛ اين حرفها را ساخته ذهن صهيونيستها و آمريکاييها اعلام نموديد، من نه صهيونيست هستم ونه آمريکايي؛ اينجانب (ابوالفضل جهاندار) مدير وبلاگ پويا نيوز، عضو سابق شوراي عمومي تحکيم وحدت و عضو سابق شوراي مرکزي انجمن اسلامي دانشگاه علامه طباطبايي يکي از صدها زنداني سياسي هستم که بيش از دو سال است که در زندانهاي جمهوري اسلامي به سر ميبرم. من يک ايرانيم؛ فرزند پدري که دوراني از عمر خود را به عشق آب و خاک ميهنش در جبهه هاي جنگ گذرانده و اکنون با کهولت سن لحظات زندگيش را با ترس و هراس در انتظار دريافت خبري ناگوار ازفرزندش سپري مي کند .
آقاي احمدي نژاد ؛ اظهارات اخير جناب عالي در خصوص آزاديهاي سياسي در ايران اين سوال را در اذهان زندانيان سياسي ايجاد نمود که يا جناب عالي در ايران زندگي نمي کنيد يا برخلاف آموزه هاي همه اديان الهي که مردم را به راستي و صداقت دعوت مي نمايند مي خواهيد حقيقت را فداي مصلحت نموده و با قلب واقعيتهاي موجود در جامعه چهره اي غير واقعي از وضعيت آزاديهاي سياسي در ايران به نمايش بگذاريد .
آقاي احمدي نژاد ؛ اگر چه بارها و بارها توسط جناب عالي و مقامات عالي رتبه قضايي کشور در مصاحبه ها و سخنراني ها محافل داخلي و خارجي وجود زنداني سياسي در کشور تکذيب شده و اين مسايل را ساخته عوامل صهيونيست و آمريکا ذکر نموده ايد به اطلاع شما مي رسانم که فقط در 18 ماهه اخير دوران رياست جمهوري حضرتعالي، در حوزه فعالان دانشجويي 262 مورد احضار به کميته انضباطي دانشگاه ، 61مورد احضاريه به مراجع قضايي ، 172مورد بازداشت ، 247 مورد محروميت از تحصيل ، 19مورد اخراج از دانشگاه ، 61 مورد محاکمه ، 33 مورد توقيف نشريات دانشجويي ، 26مورد اخراج از دانشگاه و محروميت از خدمات رفاهي دانشگاه و پلمپ چندين انجمن صورت گرفته است .
در حوزه فعاليتهاي اجتماعي سياسي بيش از 514 زنداني سياسي در زندان به سر مي برند و هشت تن از آنان محکوم به اعدام گرديده اند. اين آمارها بخشي از اقدامات مهرورزانه شما در برخورد با فعالان سياسي دانشجويي و مدني مي باشد و اسامي تمامي افراد فوق موجود است .
در کشوري که نمايندگان مردم در مجلس از مصونيت قانوني برخوردار نبوده و به زندان محکوم مي شوند و مراجع تقليد علماء ديني در سکوت مطلق و حصر خانگي اجازه اظهار نظر ندارند صحبت از آزادي بيان و فضاي باز سياسي مانند دروغ آوريل ( دروغ 13) مي باشد.
شايد در بعضي موارد آزادي بيان وجود داشته باشد ، اما آزادي بعد از بيان هرگز .
آقاي احمدي نژاد ؛ شما که به شدت به مسئله شنود تلفن شهروندان آمريکايي حساس مي باشيد و اين مسئله را ظلم و جفا به مردم آمريکا مي دانيد ، چرا نسبت به شنود خصوصي ترين مکالمات تلفني و بررسي نامه هاي الکترونيکي فعالان سياسي ، دانشجويي ، مدني و بسياري از شهروندان به نام قانون هيچ واکنشي نشان نمي دهيد .
آقاي احمدي نژاد ؛ با توجه به اينکه در مصاحبه اخير با روزنامه لو س انجلس تايمز بيان نموديد که آيين دادرسي در ايران مترقي ترين قانون در جهان مي باشد ، به اطلاع جناب عالي مي رسانم ، اينجانب در دوران بازداشت موقت در بازداشتگاه 209 وزارت اطلاعات بر اثر ضربه وارده از ناحيه مهره کمر آسيب ديدم و علي رغم مراجعات مکرر به پزشک با اين توجيه که ما فقط مسئول زنده نگه داشتن شما هستيم نه درمان شما و براي هر زنداني نمي توانيم هزينه نماييم حدود يک سال از معرفي اينجانب به پزشک متخصص جهت درمان امتناع نمودند و هم اکنون با توجه به کمبود امکانات درماني زندان حدود 2 سال است که از اين عارضه رنج مي برم و روز به روز اوضاع بيماري ام شديدتر مي گردد و علي رغم تأييد اين مسئله توسط پزشکان زندان هيچگونه رسيدگي جدي در اين خصوص لحاظ نمي گردد .
از بدو دستگيري تاکنون با وکيلم ديدار نداشته ام . دادگاه بنده بصورت غير علني ، بدون حضور هيأ ت منصفه و دادگاه دومم بدون حضور وکيل مدافع برگزار شد . ضرب و شتم ، نگهداري در سلول انفرادي ، استفاده از چشم بند ، حدود يک ماه بي خبري و بي اطلاعي خانواده از وضعيت دستگيري اينجانب ، هتک حرمت و توهين ، صدور حکم دادگاه با استناد به اعترافت و اقارير تحت فشار و شکنجه و براساس گزارشهاي نهادهاي امنيتي و اطلاعاتي و ورود به حريم خصوصي اينجانب ، تفتيش عقايد در حين بازجويي القايي ، از موارد بسيار بارز نقص اصول 23 ، 35 ، 38 ، 39 ، 165 ، 166 ، 168 قانون اساسي کشور و نقص ماد? 5 ، 7 ، 12 ، 19 و بند 1 ماد? 20 اعلاميه جهاني حقوق بشر و نقص موارد مختلف حقوق شهروندي مي باشد که از ابتداي دستگيري تا کنون در مورد اينجانب اعمال شده و مسئوليت نقص آشکار موارد قانوني فوق با استناد به اصل 121 قانون اساسي به عهده شما مي باشد .
آقاي احمدي نژاد ؛ يکي از اتهامات پرونده اينجانب که در دادگاه به خاطر آن به پرداخت جريمه نقدي محکوم گرديده ام ، استفاده از ماهواره مي باشد . شايد استفاده از ماهواره و تماشاي برنامه شبکه هاي تلويزيوني خارجي براي شما هيچ هزينه و منع قانوني نداشته باشد ولي براساس مصوبات مجلس استفاده از ماهواره ، جرم و براي متخلفان جريمه مالي در پي دارد .
آقاي احمدي نژاد ؛ با توجه به اينکه قوه قضاييه در مردادماه گذشته از خبر نگاران و سازمانهاي بين المللي جهت بازديد از زندانهاي ايران دعوت نمودند ، اينجانب به عنوان يکي از زندانيان سياسي آماده ديدار با نهادهاي مختلف و ارايه گزارش مي باشم .
لازم به ذکر است اين جانب محض اثبات حقانيت و صحت گفته هاي خود آماده مناظره با جناب عالي و هر مقام قضايي ايران در خضور خبرنگاران دولتي و رسانه هاي آزاد مي باشم.
آقاي احمدي نژاد که مدعي دلسوزي براي جهانيان است و از کار زشت ديگران دلگير و ناراحت، بايد پايبندي خود به شعارهايش را با رفتار خود اثبات نمايد ،از جناب عالي دعوت ميکنيم که مسووليت حرفهايتان را بپذيريد.شعار مهرورزي و عدالت گستري را ابتدا در مرزوبوم کشور خود اجرا نموده و در صورت موفقيت به فکر ارائه آن براي جهانيان باشيد.
به اميد روزي که بشر از آزادي فکر و بيان برخوردار شود ، روزي که معناي هر سخن دوست داشتن باشد و کمترين سرود بوسه بر قفل افسانه اي باشد،روزي که هر انسان براي انسان برادري باشد.
ابوالفضل جهاندارعضو سابق شوراي عمومي دفتر تحکيم وحدتاندرزگاه هفت زندان اوين - 7/7/87

احمدی نژاد در نیویورک

امسال برای سومین بار احمدی نژاد به نیویورک برای سخنرانی رفت.مثل اینکه دفعه قبل که در دانشگاه کلمبیا مسخرش کردن بس نبود .مثل اینکه باید به طور کامل آبروی ما رو ببره که چه رییس جمهور احمقی داریم .
در هر حال ایشون در سخنانشون فرمودند که چقدر در عراق ظلم به مردم میشه و در افغانستان و خیلی کشور های دیگه .بعد ایشون فرمودند که امام زمان به زودی ظهور خواهد کرد و آمریکا واسراییل رو نابود خواهد کرد.واینکه مردم ایران همه راضی هستند از دولت و هیچکس در ایران مشکل نداره و همه خبر نگار های ایران آزادن هز چی می خوان بنویسن و .... کلی دروغ های دیگه.

من که واقعا متاسفم که این شخص رییس جمهور ماست معلوم نیست که از کجا گیرش آوردن .این آقا از مشکلات کشور های دیگه صحبت می کنه که مثلا انقدر مواد مخدر در افغانستان تو لید میشه ولی کی اینا رو مصرف می کنه نمیی گه که همه اینا رو خود دولت ایران به ایران وارد می کنه که مردم رو موتاد کنه و نا توان کنه .از ظلم در حق مردم عراق میگه ولی نمی گه که در ایران بد تر از اون دولت به سر مردم میاره.و دروغ میگه که آره مردم ایران خیلی راضی هستند در صورتی که مردم همه ناراضی هستند و همه به بد بختی زندگی میکنندو همه از این ظلمی که میشه رنج می برن.
یا اینکه در مورد امام زمان میگه واقعا آدم خجالت می کشه کی آخه باور می کنه که یه منجی ظهور خواهد کرد و با 313 یار دنیا رو از بدیها پاک مینکه تازه اگر هم این مسله به واقعیت بپیونده و منجی بیاد اول از همه باید این دولت رو از بین ببره ....
و جالبیش اینجا بو د که در مورد نویسندگان وخبرنگاران و وبلاگ نویسان می گه که آزادانه می تونن نظر خودشونودر همه مورد آزادانه بگنو هیچ مشکلی برای آنها در ایران نیست. همه دنیا میدونن که این یه دروغ محضه .همه میدونن که چندین چند هزار نویسنده و خبر نگارووبلاگ نویس در داخل وخارج از کشور به دست این دولت به قتل رسیدند.
اگر الان تو خبر گزاریهابگردیم می بینیم که همه احمدی نژاد رو مسخره می کنن و اونو جنگ طلب معرفی می کنند
بله اینجوری میشه که همه بد در مورد ما ایرانیها فکر می کنند فقط به خاطر یه آدم احمق مثل این همه در مورد ما بد فکر میکنن و فکر می کنن که ما همه تروریست و جنگ طلب هستیم .
از شما خوانندگان نوشته های من خواهش می کنم که اگربا من موافق هستیدبا من تماس بگیرید .
به امید روز پیروزی و آزادی


۱۳۸۷ مهر ۱, دوشنبه

خبرگزاری روسی ریا نووستی به نقل از روزنامه اسرائیلی هارآتص
"موشه یعالون" رئیس سابق ستاد کل ارتش اسرائیل تایید می کند که جنگ با ایران ناگزیر است.
او می گوید که جامعه جهانی باید "محمود احمدی نژاد" را بعنوان هیتلر زمان قلمداد کند.
یعالون گفت: "امروز غرب در همان وضعیتی است که در سال های دهه 30 قرن گذشته بود. ما قاطعیت برای مقابله با تهدیدی را کم داریم که از حمله هیتلر در سال 1939 کمتر خطرناک نیست".
ایران در هفته گذشته از نگرانی حمله به تاسیسات هسته ای خود، رزمایش و تمرینات نظامی گسترده ای انجام داد.

۱۳۸۷ شهریور ۲۴, یکشنبه

وزیر علوم، تحقیقات و فناوری در پاسخ به این سئوال که آیا مدارک وزرا برای تصدی وزارت مهم و حیاتی است، گفت: «تا آنجا که بنده اطلاع دارم داشتن سواد خواندن و نوشتن برای وزارت کافی است».
به گزارش آفتاب، محمد مهدی زاهدی امروز در حاشیه نشست هیئت دولت در جمع خبرنگاران درباره بیانیه اخیر نمایندگان مجلس علیه وزارت علوم در مورد بومی پذیرش در کنکور اظهار داشت: «این بیانیه ربطی به وزارت علوم و سازمان سنجش ندارد اما در هر حال آنها نماینده هستند و باید مدافع باشند».
وی افزود: «کاری که ما به عنوان دستگاه اجرایی انجام داده ایم بر اساس قانون بوده و حتی از تمامی دستگاههای نظارتی هم برای نظارت بر این امر دعوت کرده ایم».
وزیر علوم در پاسخ به سئوال دیگری درباره رتبه های زیر هزار گفت: «این موضوع در حال بررسی است اما جوسازیهای زیادی در این خصوص شده است زیرا در کل 4 نفر با رتبه بین 100 تا 1000 پذیرفته نشده اند که از بین این 4 نفر یک نفر انتخاب رشته نکرده و سه نفر مابقی نیز تعداد رشته های کمی را انتخاب کرده اند، بنابراین دلیل قبول نشدن این تعداد ربطی به سیستم سازمان سنجش نداشته است».
زاهدی ادامه داد: «ما اعلام کرده ایم در برخی رشته ها و دانشگاههای شهر تهران فرصتی مجدد برای انتخاب رشته داده شود».
وزیر علوم، ‌تحقیقات و فناوری گفت: «به برخی رشته ها و دانشگاهها فرصت دوباره ای داده شده تا افرادی که درست انتخاب رشته نکرده اند مجددا رشته های خود را انتخاب کنند».
وی در پاسخ به سئوالی درباره بررسی مدرک مدیران نیز خاطرنشان کرد: «وزارت علوم نامه ای را به داوودی معاون اول رئیس تقدیم کرده ا مدیران فعلی دستگاههای اجرایی مشخصات خود را به ما بدهند و یا راسا مدارک خود را به دولت ارائه کنند».
وزیر علوم گفت: «مدرک مدیران در سالهای قبل از 84 نیز در نامه‌ای که به مدیریت توسعه و مدیریت منابع انسانی نوشته ایم نیز مورد بررسی قرار خواهد گرفت».
زاهدی در پاسخ به سئوال دیگری مبنی بر اینکه آیا کردان عضو هیئت علمی دانشگاه است یا خیر؟ گفت: «آنچه بنده می‌دانم این است که کردان عضو هیئت علمی دانشگاه نبوده و دانشگاه آزاد هم این موضوع را اعلام کرده است».
وزیر علوم در پاسخ به سئوال دیگری مبنی بر نامه رئیس جمهور برای استفاده از ظرفیت اساتید بازنشسته دانشگاهها گفت: «کارگروهی به دبیری شورای عالی انقلاب فرهنگی و عضویت وزرای بهداشت، علوم و معاونان رئیس جمهور تشکیل شده است تا این کارگروه در این مقوله تصمیم گیری کند».
زاهدی افزود: «مقرر شده از اساتید با سن بیش از 70 سال که بازنشسته می‌شوند در امور پژوهشی استفاده شود».

۱۳۸۷ شهریور ۲۱, پنجشنبه

فعالان حقوق بشر در ايران
نيروهاي امنيتي جمهوري اسلامي صبح امروز مهندس حسن رحيمي فعال حقوق بشر آذربايجاني را در تهران دستگير کردند. اين در حالي است که عصر روز چهارشنبه نيز ماموران امنيتي با يورش به مراسم افطاري جمعي از فعالين مدني آذربايجان در تهران حدود 20 نفر را دستگير نمودند.
حسن رحيمي يکي از فعالين حقوق بشر آذربايجان مي باشد که در دفاع از زندانيان سياسي آذربايجان فعاليت مي نمايد. رحيمي در دفاع از 6 دانشجوي دانشگاه تبريز که قريب به دو ماه پيش دستگير شده بودند به اطلاع رساني مي پرداخت.
از محل نگهداري وي تاکنون هيچ اطلاع دقيقي در دست نيست.
واقعا کشور ما انقدر بی در و پیکر هست که اینا می تونن راحت یه نفر رو دستگیر کنن بعد به هیچ کس هم هیچ چیزی نگن .امیدوارم که سرنوشت هیچ کس دست اینا نیفته .اینا هر کسیو بگیرن تا دخل شو نیارن ولش نمی کنن.خدا به دادمون برسه.
به امید پیروزی و آزادی

۱۳۸۷ شهریور ۱۹, سه‌شنبه

خبرگزاری حکومتی ایسکانیوز: جانشین فرمانده نیروی انتظامی گفت: طی یک هفته گذشته بر اساس گزارش های رسیده از 27 استان کشور، 26 هزار مورد تذکر (بازجويی) در خصوص تظاهر به روزه خواری صورت گرفته است.
سردار حسین ذوالفقاری گفت : همچنین 755 نفر در حوزه اصناف و 766 نفر راننده مورد تذکر قرار گرفتند.
وی افزود: هزار و 29 پرونده مربوط به این نوع جرایم به مراجع قضایی ارسال و 277 حکم قضایی صادر شده است که بر اساس آن 208 واحد صنفی پلمپ و 376 خودرو توقیف شده است.
به این می گن اسلام زوری هیچ کس نمی تونه به اون روشی که خودش می خواد زندگی کنه . اینجا واقعا همه چیز ترتیب بندی شده است هر کسی به دین و ایمان خودش اینجا زندگی می کنه و هیچ کسم بهش کاری نداره.
واقعا وقتی آدم اینجور چیزا رو می خونه خونش به جوش میاد.

۱۳۸۷ شهریور ۱۷, یکشنبه

یک فعال حقوق زنان به شش ماه زندان محکوم شد

فعالان حقوق بشر در ايران

شهناز غلامي، روزنامه نگار و از فعالان حقوق زنان در آذربايجان به اتهام «تبليغ عليه نظام» از طريق نوشتن مقالات و گزارشات از سوي شعبه 1 دادگاه انقلاب اسلامي تبريز به ? ماه زندان محکوم شده است.

آخرين جلسه رسيدگي به اتهامات خانم غلامي در 14 شهريور با حضور وکيل مدافع ايشان ، آقاي محمد علي دادخواه برگزار گرديده بود که در آن جلسه خانم غلامي ضمن دفاع از خود ، اتهامات وارده را رد نموده بود.

شايان ذکر است شهناز غلامي مدير وبلاگ آذر زن و عضو انجمن خبرنگاران زن (رزا) از سال 1368 تا سال 1373 به مدت 5 سال به دليل فعاليت هاي سياسي در زندان تبريز محبوس بوده و نيز در مرداد سال 1386 به مدت تقريباً يک ماه به دليل شرکت در مراسم يک خرداد دستگير و زنداني شده بود.

۱۳۸۷ شهریور ۱۳, چهارشنبه

فعالان حقوق بشر در ايران
کيوان خداداي فرزند رحيم ، رسول ماوت فرزند عثمان ، سيامند حسيني فرزند سيد وهاب سه مبلغ مذهبي اهل سنت به همراه هفت متهم ديگر در بهمن ماه سال 85 در تهران بازداشت و پس از گذراندن دوره اي 40 روزه در بند سپاه به زندان رجايي شهر کرج منتقل شدند.
این افراد در حدود دوماه قبل براي ادامه بازجويي و تحقيقات پرونده به مکان نامعلومي در شهر تهران منتقل شده بودند .
سه مبلغ مذهبي اهل سنت پس از دوماه به سر بردن در بازداشتگاهي امنيتي روزجاري به زندان رجايي شهر کرج منتقل گرديدند ، نامبردگان از محل نگهداري خود در طي دوماه اخير اظهار بي اطلاعي مينمايند و همچنين از وضعيت حقوقي پرونده اين افراد نيز اطلاعي در دست نيست.شايان ذکر است اين افراد از حق داشتن وکيل محروم مي باشند.

۱۳۸۷ شهریور ۸, جمعه

به عنوان مسلمان اجازه دارید بخندید یا بد تر به مسلمانان بخندید

در دين اسلام شوخى‌جايز نيست! اينطور مى‌گويند. بخصوص آنهايى كه با دين اسلام آشنا نيستند. كميته‌ی مركزى مسلمانان آلمان مى‌خواهد ثابت كند كه خير اينطور نيست! اين كميته با برگزارى يك مسابقه‌ی طنز، دنبال بهترين جوك‌هاى مسلمانان، ويدئو و عكس‌هاست.........یورگن بكر در برنامه‌ی تازه‌اش« بله، پس چى فكر كرديد» سر به سر همه كس و همه چيز از جمله اديان مى‌گذارد. حتى دين اسلام. آن‌هم بعد از جنجالى كه بر سر كاريكاتورها به پا شد. جنجالى كه در برخى از كشورهاى اسلامى به درگيرهاى خشنونت‌بارى كشيد. حتى برونو جوآنز معروف‌ترين كمدين سياسى آلمان هم اعلام كرد كه ديگر سراغ چنين موضوعاتى نمى‌‌رود. با اين همه « مسلمان‌ها و شوخى؟» آیا شدنى است؟ سوالى است كه سايت اينترنتى كميته‌ی مركزى مسلمانان آلمان هم مى‌پرسد. اين كميته با برگزارى يك مسابقه اينترنتى از بازديد كنندگان اين سايت دعوت كرده در مسابقه طنزى در مورد اسلام شركت كنند. موضوع هم اين است " مسلمان‌ها شوخى نمى‌فهمند، هميشه جدى و خشن هستند. درسته؟ به عنوان مسلمان اصلأ اجازه داريد بخنديد يا بدتر، به مسلمان‌ها بخنديد؟" يكى از مردان پشت پرده‌ی اين ماجرا آيمان مازيك مدير كميته است. او توضيح مى‌دهد:« ما نمى‌خواهيم كسى دين را به مسخره بگيرد. بلكه خواسته‌ايم كه مسلمان‌ها شو‌خ طبعى‌شان را نشان دهند. با تفكر بازتر به فرهنگ طنز نگاه كنند و متوجه شوند تضادى ميان مسلمان معتقد بودن و داشتن ‌طبع شوخ، وجود ندارد».

۱۳۸۷ شهریور ۱, جمعه

نظری مختصر در مورد اسلام در ایران

همون جور که همه ما می دونیم و حکومت جدید در ایران میگه اسلام دز سال 1357 طلوع کرد یا بهتر ه بگم که اینا به ایران آوردن و به مردم شناسوندن که اسلام یعنی زور دعوا ظلم سختی بد بختی بیچارگی...
حالا ما شاه رو هم خوب بر نمی داریم در این رابطه شاه هم کشور رو در اختیار آمریکا و انگلیس قرار داده بود ولی دم از اسلام نمی زد.
ولی جلو این رو هم نمی گرفت که مردم مسلمون باشن.در واقع در زمان شاه هر کسی سرش به کار خودش بود.
الان تو ایران به همه چیز آدم گیر میدن به راه رفتن به خوردن نشستن حرف زدن رفت و آمد کردن یا هر چیزی که واقعا فکرشو بکنید.
همون جوری که همه شما ها مطلع هستید وقتی تو ایران ماه رمضون میشه میگن روزه خواری ممنوع خوب این درست ولی خوب به عنوان مثال چیکار به توی مغازه دارید اونجا که دیگه کسی نمی بینه .این یعنی هیچ کس در هیچ کجا در ایران امنیت نداره .فکر کنم تا چند وقته دیگه یه لایحه تو مجلس تصویب بشه که به مردم هم بگن چه جوری باید زندگی کنند .
همه چیز تو ایران زوری شده مثلا اگه شما می خوای یه اجازه کار بگیری وقتی برای کنترل مکان میان شما باید حتما عکس خامنه ای وخمینی رو داشته باشی وگرنه بهت مجوز تعلق نمی گیره.اگه میگن که شاه بد بود پس چرا کار اونو تقلید می کنن؟؟؟؟
آخه این چه روشی هست که اینها پیشه کار خود کردن ؟ بعد بهش هم میگن حکومت اسلامی .من که فکر می کنم همین اسلام همه ما ها رو به خاک سیاه نشونده.همه رو در منگنه گذاشته.اگه سران مملکت خوب به کشور های توسعه بکنن نی تونن ببینن که میشه کشور رو هم بدون اسلام اداره کرد حتی خیلی بهتر از اونا این گنج به قول خودشون گران بها اسلام رو دارن و با اون کشور رو اداره می کنن.
امیدوارم که شما هم روی نظر من فکر کنید و هم بتونیم هم نظر بشیم و سرانجام بتونیم هم اسلام رو از ایران بیرون کنیم هم اونایی که دم از اسلام می زنن....

۱۳۸۷ مرداد ۳, پنجشنبه

خبرنامه امیرکبیر: در زنجان همزمان با آزادی حسن مددی، معاون دانشجویی دانشگاه، سه دانشجوی دانشگاه زنجان بازداشت شده اند. افشای تلاش معاون دانشگاه برای هتک حرمت یک دختر دانشجو که باعث بی آبرویی هر چه بیشتر مدیران انتصابی دولت شد، در ابتدا با خبر پراکنی های گسترده خبرگزاری های حامی دولت و سپس با حمایت های وزیر علوم از مدیر فاسد همراه شد. زاهدی در حالی وقایع دانشگاه زنجان را یک دسیسه دانست که حتی رئیس دانشگاه زنجان نیز فساد معاونش را پذیرفته بود.
در زمان اعتصاب و اعتراض گسترده دانشجویان که نگرانی هایی برای فرمانداری زنجان نیز به وجود آورده بود، رئیس دانشگاه زنجان، وزیر علوم و یکی از نمایندگان مجلس با وعده برخورد با معاون متخلف از دانشجویان خواستند تا به تحصن خود پایان دهند، اما وعده این مسئولین درست پس از یک ماه به طور عکس اجرا شد: پیام شکیبا، آرش رایجی و حسن جنیدی سه دانشجوی دانشگاه زنجان بازداشت و حسن مددی، معاون دانشگاه، آزاد شد.
همچنین فرزام الهی پرست، دانشجوی دانشگاه جامع علمی کاربردی خراسان، در روز هفتم تیرماه در پارک ملت شهر مشهد بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده است. الهی پرست که در زمینه حقوق بشر نیز فعال می باشد، از بیماری قلبی نیز رنج می برد و این مساله بر نگرانی خانواده وی افزوده است. بنابر گزاش ها، وی در بازداشتگاه وزارت اطلاعات مشهد می باشد.

۱۳۸۷ تیر ۱۱, سه‌شنبه

ایران و اسلام

امروز داشتم در مورد ایران و اسلام که چگونه وارد ایران شدو آتیش به ایران وبه جان ایرانیان کشید فکر می کردم.در تاریخ آدم می خونه که اعراب به اسپانیا هم رفتند و اسلام رو هم به اونجا آوردن ولی بعد از مدتی مردم اسپانیا نه تنها اعراب رو بیرون کردند بلکه این دین خانمان سوز رو هم با اعراب بیرون کردند و الان این چیز ها برای مردم اسپانیا فقط مثل یه خاطره مونده.
اما تو ایران چی...

این اسلام مثل خوره به جون مردم افتاده و هر کسی به اسم اسلام میتونه هر کاری با این مردم بیچاره بکنه. کشور ما در حال حاضر مثل عربستان 1400 سال پیش شده که هر چی محمد می گفت مردم قبول می کردند و هر که هوشیار بود سر از تنش جدا می کردند.
دقیقا این کار روجمهوری اسلامی می کنه هر کس موافق باشه و همکاری کنه منافع بیشتری داره و هر که مخالف سر از تنش جدا می کنه.

معلوم نیست که این بدبختی تا کی می خواد ادامه پیدا کنه ؟ چرا باید جوون های ما از کشورشون فراری باشن .چرا نمی تونن که تو کشور خودشون یه آب خوش از گلوشون پایین بدن.این کشور پر از آدم های نابغه هست که می تونن با هوششون دنیا رو فتح کنن.
ولی چی برای اینکه جوون ها ی ما بخوان یه کم آزادی داشته باشن باید بجنگن یا بزارن از ایران برن.
منظور از آزادی آزادی فکر آزادی در زندگی و حتی چیز های کوچیک مثل آزادی در لباس پوشیدن و یا رفت و آمد...

تو ایران جلو هر چیزی رومی خوان بگیرن همش ربط به اسلام میدن من نمی دونم که اگه این ها اسلام نداشتن می خواستن چی کار کنن.

قدیما تو اروپا هم کلیسا حکومت می کرد اونا هم جون همرو به لبشون رسونده بودن ولی اینجا هم دین رو از سیاست جدا کردند و خیال خودشون رو راحت کردند .
واقعا به نظر من ما هم باید دین رو از سیاست جدا کنیم تا این کشور بتونه خودشو از زمین بکنه و رو به پیشرفت بره .
امید دارم که روز ی برسه که بتونیم تو کشور خودمون آزادانه زندگی کنیم.


۱۳۸۷ تیر ۵, چهارشنبه

18 تیر یادت نره

بار دیگر شما رو دعوت می کنیم به شورش علیه این رژیم اشغالگرمی کنیم. اینو دیگه فکر کنم تاریخش روهمه ما بدونیم .همون 18 تیر که بار ها همه دانشجو ها جهت اعتراض اونجا تحسن کردن .هموطنان عزیز من دوستان من هم خونان من ای برادران و خواهران من برای جلوگیری از جنایتی بیشتر باید به پا خیزید.با گفتن و فکر کردن هیچ تغییری صورت نمی گیره باید به جامه عمل رساند.

وعده دیدار18 تیر 1387



۱۳۸۷ خرداد ۲۷, دوشنبه

جوان تبریزی با شوک الکتریکی زیر شکنجه به فتل رسید

به گزارش کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان،
فرهاد محسنی نگارستان فعال سیاسی آذریابجانی بر اثر شکنجه های وحشیانه دژخیمان وزارت اطلاعات با استفاده از شوک الکتریکی به قتل رسیده است.
به گفته یکی از اعضای خانواده او٬ فرهاد به احتمال بسیار زیاد بر اثر شوک الکتریکی که به خاطر گرفتن اعتراف به او وارد کرده اند٬ جان خود را از دست داده است.
مسئولین به خانواده محسنی نگارستان گفته اند که جسد او را از پارک ائل گؤلو (شاه گؤلو) تبریز یافته اند. آنها روز ۲۲ خرداد جنازه را تحویل پزشکی قانونی دادند. جسد این جوان ۲۵ ساله بدون کالبد شکافی و بررسی چگونگی مرگ روز پنجشنبه ۲۳ خرداد دفن شد.
بنا به اخبار کاملا دقیق فرهاد محسنی روز دوم خرداد در حالیکه با چند تن از دوستانش به پارک ائل گؤلو (شاه گؤلو) می رفت٬ توسط مامورین لباس شخصی ربوده شد. علیرغم مراجعت مکرر خانواده او به مسئولین و نهادهای ذی ربط به آنها جواب مشخصی داده نشده بود.
با توجه به اخبار موثق در مورد مرگ این فعال در زیر شکنجه مامورین اطلاعات و همچنین سابقه حبس این فعال با سابقه در سال ۱۳۸۵ اخبار منتشر شده از طرف خبرگزاری ایرنا و همچنین تلویزیون دولتی ایران (شبکه استانی آذربایجان شرقی) مبنی بر مشخص نبودن عامل مرگ و یا خودکشی این فعال ۲۵ ساله، کاملا نادرست بوده و با هدف منحرف کردن افکار عمومی و رسانه های آزاد صورت گرفته است.

۱۳۸۷ خرداد ۲۴, جمعه

تظاهرات در پارک ملت ایمیل خوانندگان سایت ایران نیوز پرس
در ساعت حدود ۱۲:۳۰ که ما داشیم به طرف جایی که قرارمان بود می رفتیم در پارک ملت نیروهای لباس شخصی اطراف کسانی که آنجا ایستاده بودند را محاصره کرده بودند و اجازه پیوستن ما را به آنها نمی دادند.در همین دقایق بود که کسی شعاری نمی داد صدای "ما هستیم" از جمعیت بلند شد و با گفتن شعار ما هستیم نیرو های لباس شخصی به شدت با زنجیر و باتوم به تجمع کنندگان حمله ور شدند و تعدادی را دستگیر کردند.نیروی انتظامی خیلی با مردم همکاری داشت اما لباس شخصی ها با فیلم گرفتن و توهین های رکیک و باتوم و زنجیر با مردم برخورد میکردند.
***
در تهران تعداد زیادی نیرو یگان ویژه در سرتاسر خیابان ولیعصر از میدان ونک تا نزدیک پل پارک وی مستقر شده است.البته تمامی ماشینها با آرم گشت ارشاد هستند که گفته شود طرح مبارزه با بد حجابی هست.در ساعت ۱۲ دو جوان با سن کم را در ابتدای خیابان میرداماد ۲ نفر لباس شخصی از نیروهای امنیتی (پلیس امنیت - میرداماد / ایستگاه مترو ) دستگیره کرده در حالی که بسیار زده بودند و لباسهایشان خونی بود و آنها را کشان کشان میبردند به شمت ماشینها در حالی که در دستشان گاز اشک اور و باتوم اهنی بود.و به مردم میگفتند گم شدید جمع نشید. افرادی بسیار بی سواد که هنوز فارسی درست صحبت نمیکردند و بسیار وحشی
بودند
خبرگزاري حکومتی فارس نزدیک به دولت پاسدار احمدی نژاد: "تعدادي از اراذل و اوباش پيش از ظهر امروز به دعوت شبكه‌هاي ماهواره‌اي ضد انقلاب و لس آنجلسي در مقابل پارك ملت تجمع غيرقانوني برگزار كردند. تجمع‌كنندگان كه پيش از ظهر امروز بدون مجوز قانوني و در مقابل پارك ملت اقدام به برگزاري تجمع كرده بودند با دخالت نيروي انتظامي و بازداشت تعدادي از اين افراد، در حال متفرق شدن هستند. برخي تجمع كنندگان درباره چگونگي اطلاع از برگزاري اين تجمع غيرقانوني گفتند كه از طريق ايميل و شبكه‌هاي ماهواره‌اي فارسي زبان بيگانه از اين تجمع مطلع شده بودند. تجمع كنندگان همچنين خواستار آزادي عباس پاليزدار متهم به برخي مسائل مالي و نشر دروغ و اكاذيب شدند."

۱۳۸۷ خرداد ۲۲, چهارشنبه

دعوت به شورش علیه رژیم اشغالگر اسلامی


ای ایرانی به پا خیز و خروش کن به خاطر سفره های خالی خودت و هم خونانت. به خاطر آزادی خواهر و برادرانت .برای نجات از دست این مزدوران. الان دیگر وقتش رسیده که به پا خیزید.الان وقتش رسیده که ترس را از دلها بیرون کنید وحق خود را از این رژیم اشغالگر بگیرید.
تا کی نشستن ودیدن و چیزی نگفتن.حتما باید به خودت زور اعمال بشه که به پا خیزی .
تا کی باید ساکت نشست .
اگر ایرانی هستی اگرخون ایرانی در رگهایت جریان دارد بایدبه پا خیزی و حقت را بگیری .
وعده روز جمعه 24 خرداد ماه 1387 ساعت 12 ظهر در تهران
پارک ملت ودر مشهد میدان آزادی
جهت افشای مافیای اقتصادی در ایران .جهت از بین بردن خفقان در ایران.برای رهایی از دست جمهوری به اصطلاح اسلامی در ایران.چرا ما ایرانیان نمی توانیم خودمان انتخاب کنیم که چه جور حکومتی داشته باشیم.چرا همه اینها می توانند به ما زور بگویند .مگر دین و ایمان زوری ست.چرا باید سرمایه های طبیعی ما باید به نفع سران مملت که معلوم نیست از کجا آمده اند ریخته شود؟؟؟ چرا چرا چرا ....انقدر چرا ها وجود داره فقط آدم باید کمی چشمهایش رو باز کنه .
پس وعده ما روز جمعه 24 خرداد ماه 1387 ساعت 12 ظهر در تهران پارک ملت
ودر مشهد میدان آزادی

۱۳۸۷ خرداد ۲۱, سه‌شنبه

کاریکاتور احمدی تژاد از روزنامه تایمز


5 روز پر خبر ایران در بی خبری مردم گذشت
احمدی نژاد در ایتالیا و هاشمی رفسنجانی در عربستان
5 روز پر خبر ایران در شبکه های خبری جهان گذشت، اما به یاری سانسور شدیدی که در کشور حاکم کرده اند و تعطیلاتی که حکومت مشوق آنست، مردم ایران در اکثریت خود از آن بی خبر ماندند. تلویزیون در اشغال، نماز جمعه در اشغال، خبرگزاری ها در کنترل، روزنامه ها زبان بسته و قلم شکسته و تعطیلات و گرما برقرار. بدين ترتیب، تعطیلاتی که امروز پایان یافت، از روز دوشنبه گذشته با مبادله وسیع این "اس ام اس" یا "پیامک" تلفن همراه که به سبک صحبت کردن آیت الله خمینی آغاز شده بود: «لاکن این طور نباشد که ما ارتحال کنیم و شما عشق و حال. دو روز تعطیل شید، برید شمال پی کیف و حال- هپی ارتحال». پیامی که دولت درچارچوب مقابله ای که با آیت الله خمینی آغاز شده ضرورتی در سانسور آن ندید!




در همین روزهای کیف و حال، تقریبا معتبر ترین نشریات جهان با نگرانی بسیار، انتشار اخبار و گزارش های جدیدی را پیرامون نزدیک شدن حمله نظامی به ایران منتشر کردند و حتی یکی از معاونان نخست وزیر اسرائیل مدعی شد که "بیهوده نباید از واکنش نظامی ایران بیم داشت، این واکنش چندان هم نمی تواند وسعت داشته باشد."

برای نخستین بار مطبوعات چپ آلمان نیز نگرانی خود را از احتمال حمله به ایران اعلام داشتند واین درحالی است که در هفته های اخیر "فیشر" وزیر خارجه سابق آلمان نیز در مصاحبه ها و نوشته های تحلیلی- تفسیری خود خطر حمله به ایران را نزدیک اعلام داشته است. این ابراز نگرانی و اعلام خطر، در مطبوعات آلمان و از دهان وزیر خارجه این کشور محدود نماند و برای نخستین بار سردبیربخش خاورمیانه رادیو بی بی سی نیز با جمعبندی اخبار همین چند روزی که ایران در تعطیلات فرو رفته بود، خطر حمله به ایران را نزدیک اعلام داشت. این درحالی است که رادیو بی بی سی در تمام دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد سیاستی بسیار ملایم و متمایل به دولت کنونی داشته تا صدای آن گرفتار پارازیت و سایت آن اسیر فیلترینگ نشود.
مقاله تحلیلی روزنامه چپ گرای "یونگه ولت" چاپ آلمان که بر محور گزارش نيويورك تايمز تنظیم شده را در همین شماره پیک نت و بصورت مستقل می خوانید.
به بهانه شورش 15 خرداد و روز درگذشت آیت الله خمینی، رهبر جمهوری اسلامی "علی خامنه ای" که سکان سیاست اتمی و نظامی را دراختیار دارد نیز سخنرانی کرد. او در سخنرانی پرحاشیه و پر شاخ و برگش روی ادامه غنی سازی اورانیوم درایران تاکید کرد كه یگانه خبر آن سخنرانی بود. گرچه خبری تکراری. اما این نیمه خالی لیوان اتمی ایران بود، چرا که نماينده ايران در آژانس انرژی اتمی در آخرین مصاحبه خود نیمه دوم آن را با یک عقب نشینی تلویحی و تبلیغی پر کرد. یعنی از احتمال متوقف شدن غنی سازی سخن گفت. سخنی که همه محافل سیاسی مهم جهان از مدتی پیش آن را وقت کشی برای دراختیار داشتن زمان برای تولید کلاهک اتمی ارزیابی کرده و می کنند. از جمله بوش رئیس جمهور امریکا که همین ارزیابی را اخیرا و بصورت هشدار اعلام داشت. مصاحبه نماينده ايران در آژانس "سلطانیه" را نیز در همین شماره پیک نت و بصورت مستقل می خوانید.
اما، این هنوز سر تیر مهم ترین اخبار جهانی در ارتباط با ایران نیست. انتشار گزارش جدیدی که نشان میدهد سپاه پاسداران عملا در لبنان مستقر شده و همچنین سفر هاشمی رفسنجانی به عربستان سعودی نیز از جمله اخبار مهم این چند روز بود.
تلویزیون های عرب زبان منطقه خاورمیانه و خلیج فارس در گزارش های تصویری که از این سفر منتشر کردند، بی وقفه روی وسعت هیات همراه هاشمی رفسنجانی متمرکز شدند. هرکس در تهران گم شده بود در جمع هیات همراه هاشمی رفسنجانی می توانستید پیدا کنید. حتی محسن رضائی فرمانده اسبق سپاه پاسداران و دبیرکنونی مجمع مصلحت نظام که با کفن سفید در جمع همراهان هاشمی هنگام زیارت کعبه خود نمائی می کرد.
دراین چند روز مردم چنان به گیلان و مازنداران سرازیر شدند که از بعد از "پلور آب اسک" در جاده هراز و از بالای منجیل و سد لتیان در دو جاده رشت و چالوس مردم یا در راهبندان بودند و یا روی گلیم و زیراندازی در کناره ها ولو. چه رسد به شهرهای شمال و لب دریا. اسم این فرار از گرما و کشیدن نفسی خارج از تهران را مردم گذاشتند "کیف وحال".
برای این کیف و حال حکومتیان دو دسته شدند. یک دسته همراه احمدی نژاد رفتند ایتالیا و راهشان به "رم" ختم شد و یکدسته هم همراه هاشمی رفتند عربستان سعودی. رهبر و فرماندهان هم ماندند تهران تا خبرها را برایشان بیآورند.
تمام تلویزیون های مهم جهان، پوشش خبری سفر احمدی نژاد به ایتالیا را با ترک اجلاس "غذا و..." توسط نخست وزیر و وزیر خارجه ایتالیا هنگام آغاز سخنرانی احمدی نژاد آغاز کردند. این پوشش سپس به تظاهرات ایرانی ها در رم و در اعتراض به اجازه ورود احمدی نژاد به ایتالیا و سپس تظاهرات چند برابر خود ایتالیائی ها با همین انگیزه و مضمون همراه شد. از این سفر و از همه این ماجراها، خبرگزاری های داخلی عکس مضحکی را منتشر کردند که دیدنی است و افسوس خوردنی. افسوس از بازی احمد جنتی و علی خامنه ای با آبروی ایران و اعتبار تاریخی ایران و جانشین کردن احمدی نژاد بجای محمد خاتمی که همچنان وزنه ایست بین المللی. این عکس را هم در همین شماره پیک نت می بینید.
وسعت هیات همراه هاشمی رفسنجانی در سفر به عربستان سعودی خود نشان دهنده اهمیت این سفر و تلاش و کوششی است که از جانب بخشی از حکومت، با هدف کاهش دشمن تراشی در منطقه و اصلاح سیاست های ماجراجویانه رهبر- رئیس جمهور صورت می گیرد. این سفر و مذاکرات غیر آشکاری که در خیمه پادشان عربستان سعودی انجام شد مسائلی از لبنان تا مالکیت سه جزیره تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی را در بر گرفت و خواه نا خواه عراق را نیز.
با آنکه بصورت رسمی اعلام نشده جزئیات مذاکرات چه بوده و چرا هیاتی با این وسعت همراه هاشمی رفسنجانی به عربستان سعودی رفته اما کم کم در محافل سیاسی زمزمه ها آغاز شده است. از جمله این خبر«خالد مشعل رهبر حماس در جریان سفر خود به ایران که قبل از آغاز تعطیلات ایران انجام شد، به شخص هاشمی رفسنجانی اختیار کامل داده تا در مذاکرات با پادشاه عربستان سعودی بعنوان سخنگوی تام الاختیار حماس مذاکره کند!»
چرا به هاشمی و نه به احمدی نژاد؟
سئوالی که پاسخ آن از روز روشن تر است: سوریه درحال مذاکره با اسرائیل است و حرف های جنجالی و تبلیغاتی احمدی نژاد باز کننده گره ای که در نواز غزه بسته شده نیست. قدرت های عرب و از جمله عربستان سعودی که روی ثروت نفت خوابیده نیز اساسا احمدی نژاد را نه جدی می‌گیرند و نه حاضر به مذاکره با او هستند. به این ترتیب آنکه میان خاتمی و خامنه ای نقش وسط را بازی می کند و در محافل سطح بالای روحانیت نیز صاحب نفوذ است، هاشمی رفسنجانی است!




۱۳۸۷ خرداد ۱۰, جمعه

ادعای رئیس سازمان سیا:

ادعای رئیس سازمان سیا:

ایران در انتظار فرصت اعلام تولید سلاح اتمی است:

خبرگزاری اسوشیتدپرس از قول "مایکل هیدن" رئیس سازمان اطلاعات مرکزی امریکا " سیا" روز گذشته نوشت:
«پافشاری ایرانی ها برای غنی کردن اورانیوم به این دلیل است که آنها می خواهند سوخت کافی برای تجهیراتشان فراهم کنند. این سوخت به آنها فرصت می دهد تا در لحظه مناسب سکوت را شکسته و بگویند که یک سلاح(اتمی) تولید کرده اند. البته این خبر بسیار دردسرسازی است. ضمنا ما اطلاع داریم که تجار اسلحه کره شمالی به ایران تکنولوژی موشک فروخته اند و این فروش با پول نقد بوده است.

۱۳۸۷ خرداد ۶, دوشنبه

حکم اعدام برای یک زن نگون بخت دیگر



روزنامه اعتماد:
دستبند نقره يي سال ها است بر دستان پر از چروک زينب حلقه شده و مهر سکوت سال ها است بر لبان او کوبيده شده. صداي هولناک درهاي نرده يي زندان چندان با گوش زينب ناآشنا نيست. او اين صدا را قبلاً در زنداني به نام خانه شوهر هم مي شنيد.

زينب 30 ساله روز گذشته پشت تريبون دادگاه قرار گرفت تا در برابر اتهام قتل شوهرش از خود دفاع کند، اما او بيشتر دقايق را ضجه زد و اشک ريخت. در ابتداي جلسه محاکمه اين متهم که در شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران برگزار شد علي دلداري نماينده دادستان تهران در جايگاه قرار گرفت تا عليه زينب اقامه دعوا کند.

وي گفت؛ زن حاضر در دادگاه متهم است سوم شهريور سال 85 با ضربات آچار فرانسه شوهر 41ساله اش «م» را در کهريزک به قتل رسانده است. اين زن ساعاتي پس از قتل بازداشت شد و به جنايت خود اعتراف کرد.

وي افزود؛ به عنوان نماينده دادستان با توجه به دلايل ارائه شده در پرونده تقاضاي صدور حکم قانوني براي متهم را دارم.
در ادامه پدر و مادر «م» در جايگاه قرار گرفتند و تقاضاي صدور حکم قصاص براي قاتل فرزندشان کردند. آنها مدعي شدند هرگز شاهد درگيري «م» و زينب نبودند و نمي دانند زينب از کدام اختلاف خانوادگي صحبت کرده است.
سومين کسي که در برابر پنج قاضي رسيدگي کننده قرار گرفت، زينب بود. وي گفت؛ اتهام قتل را قبول دارم. اين من بودم که شوهرم را کشتم، اما هيچ کس نمي داند در روزهاي تلخ زندگي بر من چه گذشت. سه سال قبل خانواده ام به زور مرا به عقد «م» در آوردند، در حالي که مي دانستند وي معتاد است. من هيچ علاقه يي به او نداشتم اما خانواده فقيرم سعي مي کردند مرا از سر خود باز کنند. وقتي به عقد «م» درآمدم به خانه اش رفتم. من هيچ وقت احساس نکردم همسر او هستم. درست مثل يک کارگر با من رفتار مي شد. هر روز کارهايي را که «م» مي خواست بايد انجام مي دادم و بعد هم از جلوي چشم او دور مي شدم. هميشه به من بي توجهي مي کرد. شب که مي شد به اتاق ديگري مي رفت، مواد مصرف و فيلم هاي مبتذل تماشا مي کرد.
وي ادامه داد؛ «م» کار مي کرد اما همه درآمدش خرج تهيه مواد مي شد. ما دو اتاق در خانه مادر «م» داشتيم و همان جا زندگي مي کرديم. اگر به رفتار شوهرم اعتراض مي کردم کتک مي خوردم؛ آنقدر که براي حرکت کردن توان نداشتم. تهديد مي کرد اگر خلاف خواسته اش رفتار کنم مرا مي کشد. همه مي دانند «م» چه رفتار بدي با من داشت.
در اين هنگام قاضي از زينب پرسيد، چرا خانه شوهرت را ترک نکردي. متهم نيز پاسخ داد؛ يک بار قهر کردم و پيش مادرم رفتم. چند ساعت که گذشت و مادرم فهميد من قهرکرده ام، مرا از خانه اش بيرون کرد و گفت ديگر در خانه اش جايي ندارم و بايد به منزل شوهرم برگردم. وقتي مادرم مرا از خانه بيرون کرد، هيچ راهي به جز اينکه نزد «م» برگردم، نداشتم. از آن به بعد شرايطم بدتر شد.
«م» هر شب دير به خانه مي آمد. محله يي که ما در آن زندگي مي کرديم امن نبود و تنهايي بيش از حدم باعث ايجاد ترس در وجودم شده بود. هر شب زير بالشم آچار فرانسه مي گذاشتم تا اگر شب کسي حمله کرد از خودم دفاع کنم. شب حادثه «م» بسيار دير وقت به خانه آمد و من هم از ترسم هنوز نخوابيده بودم. وقتي وارد خانه شد، مواد مصرف کرده بود. به اتاق اش رفت تا باز هم فيلم نگاه کند. به سراغش رفتم و پرسيدم چرا شب ها دير به خانه مي آيد و به من بي توجهي مي کند. به او گفتم من مي ترسم. در اين لحظه «م» قمقمه يي که در اتاقش بود به طرفم پرت کرد. من به اتاق خودم رفت، دنبالم آمد و کتکم زد. من هم آچار را از زير بالشم در آوردم و چهار ضربه به او زدم. من فقط مي خواستم جلوي ضربات «م» را بگيرم و قصد کشتن او را نداشتم. قاضي از زينب پرسيد اگر اولياي دم به ديه رضايت دهند، مي تواني آن را پرداخت کني؟ زن جوان در حالي که به شدت گريه مي کرد، گفت؛ من هيچ پولي ندارم و هيچ کسي را هم ندارم.
در ادامه جلسه دادگاه حاج محمدعلي وکيل زينب در جايگاه قرار گرفت و در دفاع از موکلش گفت؛ مقتول 6 پرونده در خصوص حمل و مصرف مواد مخدر در دادگاه ها داشته است و اين امر ادعاي موکلم را تاييد مي کند. ضمن اينکه همه همسايه ها هر روز صداي کتک خوردن هاي زينب را مي شنيدند و در پرونده نيز اين مساله منعکس است. شوهر زينب مانند يک کارگر با او رفتار مي کرده است. در اين سال ها که زينب زنداني شده متاسفانه هيچ کدام از اعضاي خانواده اش به ديدن او نيامده و حتي نمي دانند دخترشان کجاست.
وي ادامه داد؛ وضعيتي که مقتول داشت کاملاً در پرونده منعکس است. من به عنوان وکيل زينب از قضات مي خواهم به وضعيت اين زن 30 ساله خارج از قوانين خشک نگاه کنند و شرايط او را در طول زندگي اش بسنجند و بعد راي دهند.
هيات قضات پس از پايان جلسه محاکمه با اکثريت آرا راي بر قصاص متهم صادر کردند.
سخن نویسنده سایت :
حتما این رأی رو هم از رو قرآن خوندن و تصمیم گرفتن مملکت اسلامی هست دیگه .من واقعا نمی فهمم اصلا فکر کنم براشون اهمیت نداشت چی به سر این زن بدبخت اومده .فقط می بینن آهان یه نفر کشته شده باید در مقابلش یکی کشته بشه وگرنه حکومتمون اسلامی نیست .بیبینم این چیزها خون شما رو به جوش نمی آره؟ به خودتون نمی گید چرا این ها هر غلطی دلشون می خواد تو ایران می کنن ما هم هیچ کاری نمیتونیم در مقابلش بکنیم؟؟؟

۱۳۸۷ خرداد ۱, چهارشنبه

'سکته مغزی' فعال کرد در زندان اوین

محمدصدیق کبودوند، یکی از فعالان کرد ایرانی امروز با اینکه به گفته همسرش در شرایط جسمی نامناسبی به سر می برده، در جلسه محاکمه اش در دادگاه انقلاب تهران حاضر شد اما به دلیل عدم حضور نماینده دادستان، محاکمه او بار دیگر به تعویق افتاد.



محمدصدیق کبودوند که تشکلی با عنوان سازمان موسوم به دفاع از حقوق بشر کردستان را ریاست می کند، به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق تأسیس تشکل غیرقانونی، و ‏‏تبلیغ گسترده علیه نظام از طریق مصاحبه های مطبوعاتی، از یک سال پیش در بازداشت به سر می برد و پرونده ای علیه او در شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران تشکیل شده است.


اما محاکمه او تاکنون سه بار به دلائل مختلف به تعویق افتاده است.


همسر محمدصدیق کبودوند در گفتگو با بخش فارسی بی بی سی گفت که آقای کبودوند ساعت هفت بامداد دیروز (نوزدهم مه) در محل بازداشت خود در زندان اوین تهران، بر اثر سکته خفیف مغزی تعادل جسمی خود را از ‏دست داده و روی زمین افتاده و پس از چند ساعت به بهداری زندان منتقل شده است.
به گفته پرناز باغبان حسنی، پزشک بهداری زندان اوین، سکته همسر او، محمدصدیق کبودوند را تأیید کرده و علت آن را نرسیدن خون به مغز در ‏اثر لختگی تشخیص داده است.‏
وی افزود که با وجود دستور قاضی در مورد مراقبتهای پزشکی از محمدصدیق کبودوند، مسئولان زندان از اعزام وی به مراکز درمانی بیرون از زندان خودداری کرده اند.
خانواده آقای کبودوند پیشتر اعلام کرده بودند که وی در زندان به بیماریهای ریوی، ‏کلیوی و پوستی دچار شده است.‏
شماری از فعالان مدنی و سیاسی با تهیه طوماری به ادامه بازداشت محمد صدیق کبودوند اعتراض کرده و ‏خواستار آزادی فوری وی شده اند.‏
در این طومار آمده که سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان طی سه سالی که از راه اندازی آن به دست آقای کبودوند می گذرد، صدها ‏گزارش و اطلاعیه درباره احضار، بازداشت و زندانی شدن فعالان کرد صادر و اخباری در ارتباط با خودسوزی، قتلهای ناموسی و تلفات انفجار مین در مناطق مرزی کردستان منتشر کرده است.


اینم خبری از BBC .ولی معلوم نیست با این بنده خدا که کاملا هم بی جهت دستگیر شده تو زندان چی کار کردن که این بلا به سرش اومده خدا لعنت کنه این کشور و مسؤلینشو که اینجور به سر مردم بدبخت بیچاره می یارن .من نمی دونم که کی قراره که این دوران تموم بشه یعنی این فریاد های ما به گوش هیچ کس نمی رسه بالا خره نمی شه همینجور نشستو هیچکاری نکرد باور کنید این آقا اولین و آخرین قربانی نیست خواهش می کنم از خوندن این خبر ها فقط نگید آخی بلکه بیدار شید ببینید جنایت های جمهوری اسلامی رو .

۱۳۸۷ اردیبهشت ۳۱, سه‌شنبه

زنگ بیداری برای بیداری از خواب خرگوشی


یه روز در حال کار یکی از همکاران که یک خانم مسن سوییسی هست از من پرسید چرا در تو ایران آدم ها رو سنگسار می کنن ...؟


نمی دونم تا حالا یه خارجی همچین سوالی از شما کرده؟ من جای اینکه جواب بدم داشتم از خجالت آب می شدم نمی دونستم که چی جواب بدم.اول گفتم که دروغه. گفت نه اینو خودم با چشم دیدم تلویزیون نشون داده دیگه نتونستم چیزی بگم چون واقعا تلویزیون اینجا نشون داده. بعد براش توضیح دادم چرا و بهش هم گفتم که خود من به همین دلیل از دین اسلام اومدم بیرون .ولی باور کنید اونشب رو نتونستم بخوابم از اینکه اینو از زبون یه خارجی می شنیدم نمی دونم .
آخه چرا در ایران مردم نمی تونن از که یه قانون درست حسابی بهرمند شن .چرا از روی اسلام الکی دست کاری شده خودشون که به نفع خودشون دست کاریش کردن با مردم برخورد می کنن.این جوررفتار کردن ها مال 1400 سال پیش هست که عربها جاهل بودند البته من این رو هم باور نمی کنم که اون زمان هم این کار رو هم می کردند.


ولی این دولت برای ترساندن مردم که آنها رو زیر فشار قرار بده همه کار می کنه .


نمی دونم که چه کسایی این نوشته های منو می خونن البته بغیر از آدم های دولت که منو و خانوادم در تهدید کردن ولی امیدوارم که هر کسی که این نوشته های منو می خونه از این خواب خرگوشی بیرون بیاد ببینه که دولت ایران چه جنایت هایی در ایران می کنه .


اگر جلو این جنایت ها گرفته نشه این جنایت ها پیشرفت خواهد کرد و دیگه نمی شه جلو شو گرفت دقیقا مثل غده بدخیمی میمونه که از اول از ریشه درش نیاری بهش اهمیت ندی انقدر بزرگ میشه که از پا درت میاره.


حتما میگید یه دست صدا نداره ولی باور کنید همین دست دست هاست که میتونن یه وزنه سنگینو بلند کنن .
نمیدونم که شما از ایرانی بودنتون چه احساسی دارید ولی اینو باور کنید که من خجالت می کشم بگم ایرانیم بخدا وجهه ما ایرانی ها تو دنیا عوض شده همش هم به خاطر این دولت جدید بی دروپیکر هست.
امیدوارم که یه روزی بیاد که بتونیم این مزدورانو ازمملکتمون بیرون بندازیم.

۱۳۸۷ اردیبهشت ۲۸, شنبه

وضعیت ا سفبار زندانیان ایرانی در زندانهای آ ذربایجان

سایت حکومتی بازنویس: گروهي از زندانيان ايراني زندان منطقه قره داغ جمهوري آذربايجان در نامه مشتركي خواستار رسيدگي به وضعيت وخيم نگهداري خود و كمك دولت در استرداد به كشور شدند
.در اين نامه كه به امضاي 37 نفر از زندانيان رسيده است، آمده زندانهاي شماره 8، 12، 13 و 14 منطقه قره داغ كه در يك حوزه معادن سنگ قرار دارد، در بدترين شرايط سرما، طوفانهاي شديد و گرد و خاك معادن و نمكزار قرار دارد و زندانيان ترجيح مي دهند به هيچ وجه به محوطه باز زندان نروند.
اين زندانيان نوشتند، توالتهاي زندانها در محيط غيرقابل تصور آلودگي قرار دارند و انتقال هفتگي بيماران زندان به درمانگاه تنها با پرداخت رشوه به زندانبان امكان دارد . علاوه بر اين محيط كاملا بتوني و سرماي شديد زندان باعث بيماري درد مفصل زندانيان شده و سلولهاي خاصي براي زندانيان مسلول ايجاد شده است.
به گفته آنها هرگونه اعتراض زنداني ها به زندان انفرادي منجر مي شود و در محل مخصوصي موسوم به پ.ك.ت زندانياني با حبس انفرادي يك ساله بسرمي برند . علاوه براين هر زنداني با پرداخت معادل 60 هزار ريال در ماه تنها امكان 8 دقيقه تماس با خانواده اش را در ايران دارد.
در اين نامه گفته مي شود، زندانيان بتدريج به بيماريهاي رواني مبتلا مي شوند، يكي از زندانيان هر روز صبح خواستار پختن غذايي با گوش بريده اش مي شود، يك زنداني سكته كرده ساعتها در سلول نگه داشته مي شود تا بميرد. از يك زنداني ايراني آپانديسي بنام رحيم جعفرپناه در روي تخت عمل صد دلار رشوه عمل دريافت مي شود و بعد از عفونت عمل به بخش مسلولان منتقل شده و در اعتراض به وضعيت خود دهانش را با سوزن و نخ مي دوزد.
در اين نامه گفته مي شود، بسياري از زندانيان ايراني كه به حبسهاي بالاي ده سال محكوم شده اند، با فروپاشي خانواده مواجه هستند و سالها است هيچ يك از اعضاي خانواده هايشان را نديده اند. گروهي از زندانياني كه اين نامه را امضا كرده اند اهل شهر آستارا و بقيه از شهرهايي مانند تهران و تبريز هستند.
وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی تا كنون در قبال اين نامه سكوت نموده است

برگرفته از سایت :http://www.biaeid.blogspot.com/

۱۳۸۷ فروردین ۳۱, شنبه

اسم این رو شما چی میزارید

امروز کاملا به صورت اتفاقی به خبری در مورد زندان گوهر دشت کرج برخوردم که واقعا منو متأثر کرد لینکشو براتون میزازم که خودتون اصل خبر رو بخونید.

اینجا خدا وجود ندارد؟ گزارش مستند از جنایات رژیم در زندان گوهردشت .

آیا اینا قتل عام نیست. مگه این آدما چی کار کرده بودند . به خدا همه اینها آدم های بی گناه هستن که یکی یکی دارند قربانی می شن
ببینم اگه حق اینها که فقط نظرشونو گفتن مرگه پس حق اینا که آدم میکشن چیه ؟
اینا به چه حکمو قانونی به همین راحتی آدم می کشن.باور کنید اگر ساکت بشینید و هیچی نگید یه روزی هم سراغ شما میاد .دقیقا مثل بیماری وا گیردار میمونه مثل تائون.
به امید روزی که این دستها همه با هم یکی شن و این نظام آخوندی رو از جا بکنن....
درود بر آزادی

۱۳۸۷ فروردین ۲۹, پنجشنبه

جنگ قدرت در ایران

به نظر می رسد که تغییرات در کابینه دولت احمدی نژاد تنش های جدید را در میان جناح حاکم بر قدرت ایجاد خواهد کرد. تغییر دو وزیر کشور و بازرگانی با انتقادات و مخالفت های جناح راست مواجه شده و حتی گفته شده که شخص رهبر نیز با این تغییرات مخالف است.
این در حالی است که احمدی نژاد در سخنرانی اخیر خود در قم بخشی از دولت خود را متهم کرد که از انجام وظایف محوله نه تنها نتوان بوده اند بلکه بر کارکرد دیگر بخش های دولت نیز اثری منفی داشته اند. این سخنان احمدی نژاد در حالی بیان شده اند که هنوز اختلاف بر سر تغییر وزرای گفته شده وجود دارد و شکاف عمیقی را در میان جناح انحصار طلب حاکمیت موجب شده است. روزهای آتی برای سرنوشت دولت احمدی نژاد روزهای سرنوشت سازی خواهد بود.

۱۳۸۷ فروردین ۲۲, پنجشنبه

واقعا جای تاسف دارد


برخورد مهربان دولت ایران با اراذل و اوباش جهت اصلاح نمودن آنان.
این یک نمونه از راههای اصلاح کردن مجرمان در ایران هست.
به احتمال قوی این جوانک جزو اراذل و اوباش بوده که آفتابه به گردن او انداخته اند و او را درخیابان راه برده اند.
البته من خودم با چشم خودم نظیر چنین تنبیهی را از نزدیک دیده بودم ولی جالب بود که یه نفر به این خوبی از این صحنه عکس برداری کرده و در اختیار عموم گذاشته من هم این را برای کسانی که ندیده اند در وب لاگم قرار دادم که همه ببینند .واقعا کاری می کنند که آدم خجالت بکشد بگوید ایرانیست.
یا اینکه در جایی خواندم که پلیس برای تنبیه یک مجرم که جرمش زور گیری بوده لباس زنانه به تن او کرده و او را در خیابان چرخانده اند.
من واقعا نمی دانم درکجای دنیا به جز ایران در قرن بیستم اینگونه برای اصلاح مجرمین با آنها برخورد می شود.دولتی که برای اصلاح کردن مجرمان از چنین ایده های احمقانه ای استفاده می کند حتما برای اداره دولت نیز از چنین ایده هایی استفاده خواهد کرد .
یک مثال کوچک همین تغییر ندادن ساعتها بود که معلوم نیست این ایده از کجا آمد که در سال نواز این کار احمقانه دست برداشتند و
دوباره ساعتها را تغییر دادند.

زندانی سیاسی وجرم سیاسی از نظر دولت ایران

زندانی سیاسی
1-زندانياني كه صرفاً به خاطر ابراز عقيده يا ديدگاه سياسي خويش حتي اگر از نظر حكومت نادرست باشد زنداني شده‌اند و يا آنانكه در تجمعات و تظاهرات سياسي شركت‌كرده و بدون آسيب رساندن به اموال عمومي و حقوق ديگران فقط به اعتراض نسبت به حكومت پرداخته‌اند.البته اين نكته نيز جاي بحث دارد كه اگر ممنوعيت‌ها و فشارها به حدي بود كه موجب طغيان و عصيان گرديد و هيجان جمعي به صورت كنترل‌نشده‌اي به تخريب اموال عمومي انجاميد آيا مقصر حكومت است يا معترضان به حكومت.
2- زندانياني كه در ارتباط با گروه‌هاي اپوزيسيون مسلح و يا هواداري از آنها محكوم شده‌اند. همه اين دسته از زندانيان الزاماً دست به اقدامات خشونت‌‌بار نزده‌اند و ممكن است برخي به دليل ترور يا انفجار محكوم شده باشند اما عده ديگري هيچ اقدام عملي و خشونت‌بار انجام نداده و فقط به‌خاطر ارتباط تشكيلاتي يا هواداري از اين سازمان‌ها زنداني شده‌اند.جرم سياسي:نكته بسيار مهم در اينجا،‌اين است كه هر دو دسته فوق زنداني سياسي محسوب مي‌شوند اما همه آنها مجرم سياسي نيستند.
جرم سیاسی :
جرم سياسي مطلقاً دسته اول را در برنمي‌گيرد زيرا آنها به صرف داشتن عقيده يا انتقاد و اعتراضي و ابراز آن زنداني شده‌اند و چون آزادي بيان و تجمعات مسالمت‌آميز حق طبيعي و مسلم شهروندان است و آنان از اين حق خويش استفاده كرده‌اند و فصل حاكميت و حقوق ملت در قانون اساسي نيز آن را به رسميت شناخته است، بنابراين نمي‌توان آنان را مصداق مجرم سياسي دانست. آزادي بيان از جمله حقوق بنيادي است به‌گونه‌اي كه حتي اگر در قوانين نيز به رسميت شناخته نشود نمي‌توان به صرف نداشتن قانون آن را سلب كرد همچون حق خوراك و پوشاك كه رعايت آن مشروط و موكول به تصويب قانون نيست.
حكايتي كه ربع قرن است درباره جرم سياسي نيز وجود دارد و به صرف فقدان قانون جرم سياسي،‌حقوق بسياري از شهروندان در محاكمات، تضييع شده و اصل 168 قانون اساسي را به اصلي لغو و بيهوده بدل ساخته‌اند. جرم مطبوعاتي نيز فقط در صورتي مصداق مي‌يابد كه يا به حقوق ديگران تجاوز شود و براي مثال به فردي افترا يا دروغ نسبت داده شود و متهم نتواند آن‌را اثبات نمايد و يا اينكه در اثر عمل متهم وجدان عمومي جريحه‌دار شده باشد مانند اهانت به مقدسات مردم كه تشخيص جرم‌بودن آن هم فقط با وجدان عمومي است و بايد هيأت منصفه‌اي واقعي كه نماينده همه اقشار جامعه بوده و معرف رأي وجدان عمومي باشد تشخيص جرم دهد و داوري هيأت‌منصفه دولتي فاقد ارزش است.
در نظام حقوقي تمام كشورهاي دموكراتيك نيز جرم سياسي شامل اقدامات خشونت‌بار و يا شامل صاحبان قدرت است. اما اين پندار كه در جامعه ما اقدامات خشونت‌بار و اپوزيسيون مسلح را از نوع تروريسم محاربه قلمداد كرده و از شمول جرم سياسي خارج ‌مي‌كنند و مصاديق جرم سياسي را شامل افرادي مي‌دانند كه در حال حاضر به عنوان زنداني سياسي- عقيدتي از نوع اول هستند يك خبط حقوقي فاحش است. اين اشتباه در لايحه جرم سياسي ارائه شده توسط اصلاح‌طلبان مجلس ششم نيز رخ داد. هر چند دليل عمده‌اش اين بود كه با ارائه يك طرح حداقلي براي نخستين بار قانون جرم سياسي را به تصويب رسانده و بهانه فقدان قانون، جرم سياسي را از دست محاكم قضايي بستانند و در عمل مشاهده كرديم كه حتي همين طرح حداقلي نمايندگان مجلس نيز با مخالفت شديد شوراي نگهبان و حاميان آن مواجه گرديد و حتي استفاده از روزنامه و راديو و پوشيدن لباس زندان و...را جايزه دادن به مجرم قلمداد كردند و فاصله عميق خود را با حقوق بشر و معيار‌هاي حقوقي و اخلاقي نشان دادند.
واقعيت اين است كه مصاديق واقعي جرم سياسي كه مصداق اصل 168 قانون اساسي مي‌گردد، زندانيان دسته دوم هستند با فرض اينكه مراحل دادرسي آنان به صورت قانوني و عادلانه طي شده باشد.
در نظام‌هاي دموكراتيك جرم سياسي به مفهوم ناظر بر دسته اول زندانيان مطلقاً وجود ندارد و هيچكس را نمي‌توان به خاطر عقايد و افكارش حتي اگر از ديدگاه حكومت يا جامعه نادرست باشد مجرم شناخت و زنداني كرد. نكته جالب توجه اينكه در كشور ما همواره براي حكومت، قداست و مصونيت قائل بوده و مصاديق جرم سياسي را در ميان شهروندان و ناقدان قدرت جست‌وجو مي‌كنند و مسؤول تشخيص و يافتن جرم سياسي هم حكومت است، اما در نظام حقوقي آمريكا، مصاديق جرم سياسي را در ميان حكومت و حاكمان جست‌وجو مي كنند و مجازات آن را نيز محروميت از خدمات سياسي و تصدي مقامات حكومتي قرار مي‌دهند
سخنی از آقای عماد باقی

سوئیس: قرارداد گاز با ایران خدشه‌ناپذیر است



شرکت سوئیسی الکتریسیته لاوفنبرگ – ا گ ال- بار دیگر اعلام کرد که زیر بار فشارهای وارده بر این شرکت نخواهد رفت و قرارداد خود با ایران در مورد تحویل گاز را مو به مو اجرا خواهد کرد، زیرا هیچ دلیلی برای چشم پوشی از این قرار داد وجود ندارد.
اعتراض به امضای قرارداد مهمی در زمینه تحویل گاز از سوی ایران به یک شرکت انرژی بزرگ سوئیسی همجنان ادامه دارد و یک سازمان یهودی، شرکت سوئیسی را به "تامین مالی تروریسم " متهم کرده است.

پس از اعتراض های آمریکا و اسرائیل و کنگره جهانی یهودیان اکنون یک سازمان دیگر یهودی "جامعه ضد افترا( آ د ال)" سوئیس ومیشلین کالمی ری وزیر خارجه آن را بخاطر انعقاد قرارداد خرید نفت با ایران با انتشار مقالاتی مورد حملات شدید قرارداده و این اقدام را " تامین مالی تروریسم" اعلام کرده است.
وزارت خارجه سوئیس بلا فاصله این انتقادها و اتهامات را رد کرد و اعلام داشت که اینگونه همکاریها یک امر عادی و در چارچوب مقررات بین المللی است.
بدنبال وزارت خارجه، شرکت سویسی الکتریسته لاوفنبرگ ا گ ال نیز اطلاعیه ای انتشار داد. خانم لیلی فرای سخنگوی این شرکت گفت هیچ دلیلی وجود ندارد که که شرکت انرژی سوئیسی قرارداد خود را با شرکت ملی گاز ایران فسخ کند.
این سخنگو تاکید کرد که شرکت ا گ ال فشارهایی را که در این مورد وارد می شود غیر قابل قبول دانسته و به آنها تن نخواهد داد و قرارداد خود را با ایران بطور کامل اجرا خواهد کرد.
به گفته این سخنگو قراردادی که در اواسط ماه مارس گذشته در تهران امضا شد با رعایت همه جوانب حقوقی و مقررات ملی و بین المللی بوده ودربرگیرنده تحریم های سازمان ملل متحد در مورد ایران هم هست.
این شرکت گفت که دررابطه با این تحریم ها مفاد قرار داد به وسیله یک دفتر حقوقدانان بین المللی مورد بررسی و تائید قرار گرفته است.
با وجود تاکید شرکت سوئیسی و صراحت مقام های این کشور مبنی بر عدم فسخ قرارداد ، رولاند لاودر رئیس کنگره جهانی یهود در نظر دارد در پایان ماه آوریل با پاسکال کوچپین رئیس جمهوری سوئیس دیدار کند.
هدف رئیس کنگره جهانی یهود اعلام اعتراض های گسترده نسبت به این اقدام سوئیس و تلاش برای جلوگیری از اجرای قرارداد با ایران است.
در محافل دولتی سوئیس گفته شده که مقامات مسئول از این جریان نگران هستند و جسته و گریخته صحبت از پیدا کردن راهی در میان است تا در صورت امکان چنین دیداری صورت نگیرد.
ارزش قرارداد
شرکت سوییسی و مقام های این کشور از اعلام جزئیات قرارداد خود داری می کنند ولی منابع آگاه می گویند قرار است سالانه پنج و نیم میلیارد متر مکعب گاز طبیعی ایران از طریق خط لوله ای که تا سال ۲۰۱۰ آماده بهره برداری خواهد شد به اروپا صادر شود و مدت قرار داد ۲۵ سال است.
خبر گزاری رویترچندی پیش به نقل از منابع سوئیسی گزارش داد با توجه به نوسانات در قیمت انرژی و عوامل دیگر ارزش قرارداد بین ۱۰ تا ۲۲ مسلیارد یورو خواهد بود.
اهمیت سیاسی این قرار داد
در بحبوحه گفتگوهای موسوم به ۵ بعلاوه ۱ در مورد تشدید تحریم ها در قطعنامه سوم شورای امنیت علیه ایران، در سوئیس خبرهائی مبنی بر تدارک یک قرارداد مهم بین ایران و سوئیس انتشار یافت و چند هفته بعد از آن خانم کالمی ری وزیر خارجه سوئیس در میان موجی از اعتراض ها به تهران سفرکرد.
روز ۲۷ اسفند میشلین کالمی ری و منوچهر متکی وزیر خارجه ایران در یک کنفرانس خبری مشترک شرکت کردند. در این کنفرانس خبری رسما اعلام شد که بین شرکت ا گ ال سوئیس و شرکت ملی گاز ایران توافق نامه هائی بمنظور صدور گاز ایران به امضا رسیده است.
سوئیس حافظ منافع آمریکا در ایران است و از این موضع نیز دیدار وزیر خارجه این کشور از ایران و و امضای چنین قراردی با توجه بین المللی روبرو شد. دولت آمریکا ضمن اعتراض به این قرارداد از سوئیس خواسته بود که جزئیات آنرا به اطلاع آمریکا برساند ولی تا کنون دولت سوئیس مقاومت نشان داده و از اعلام جزئیات خودداری می میکند.
با وجود اعتراض ها به ویژه از سوی اسرائیل و محافل یهودی، نا ظران جنبه دیگر نزدیک شدن سوییس به ایران را نیز مورد توجه قرار دادند و می گویند با این ترتیب ممکن است دولت سویس در آینده بتواند نقش موثری در روابط آمریکا و ایران بازی کند
بر گرفته از سایت http://www.bbc.co.uk/persian

نقدی کوتاه

در اين دنيای خاکی هيچ کالايی به رايگان به دست نمی ‌آيد. اگر در عرصه اقتصاد اين حکم صادق باشد، در عرصه سياست و اجتماع به طريق اولی اين حکم صادق است. چون روشنفکران و دگرانديشان در عرصه سياسی با دولت خودکامه‌ سرکوبگر و در عرصه اجتماع با مردم متعصب، قشری، سنت‌گرا، کم دانش، احساساتی و ... روبرو هستند، اگر آرمان ‌های ياد شده ارزش‌ دارند، بايد هزينه متناسب با اين کالاهای گران ‌قيمت پرداخت شود تا آنها بدست آيند.
اگر روشنفکری ما حاضر به پرداخت هزينه نباشد، بايد بداند که اين آرمان‌های انسانی واقعا در نظام ارزشی او جايگاهی ندارند و دم زدن از آنها، چيزی جز يک "پز روشنفکری" نبايد تلقی شود. روشنفکری ما حتی حاضر نيست از "اسطوره ‌سازی از مردم" دست بردارد؛ گويی مردم مقدس و خطا ناپذيرند. مگر نظام سياسی هر جامعه ‌ای در حد قد و قامت مردم همان جامعه نيست؟ پس چرا فقط نقد نظام سلطانی؟ فرهنگ سنتی غير مدرن ما که در آن انبوهی از خرافات جا خوش کرده است، بايد به شدت از سوی روشنفکران نقد شود. استبداد پذيری مردم ما بايد تحليل و تبيين شود و به اين پرسش پاسخ داده شود که ما دارای چه نوع روان‌شناسی‌ای هستيم که با استبداد به راحتی سازگار می‌شود؟
آيا روشنفکری ما حاضر است با نقد مردم (رفتار و گفتار و فرهنگ آنها) وارد کارزاری شود که بسيار پرهزينه و بسيار پرفايده است؟ اينجا آن نقطه بزنگاهی است که روشنفکر، به نمونه‌ آرمانی خود روشنفکر نزديکتر می ‌شود
از جمله نوشته های قدیمی

۱۳۸۷ فروردین ۲۱, چهارشنبه

بازداشت یک فعا ل جنبش زنان


صبح دیروز سه شنبه 20- فروردین 1387- ماموران پلیس امنیت خدیجه مقدم فعال جنبش زنان را در خانه اش بازداشت کرده و به پلیس امنیت عشرت آباد منتقل کرد. پس از بازجویی در آنجا، او به دادیاری امنیت دادگاه انقلاب برده شد و پس از بازجویی مجدد به دستور قاضی سبحانی، برای وی قرار بازداشت موقت و وثیقه صادر شد. خدیجه مقدم را برای انجام مراحل اداری، دوباره به پلیس امنیت برده و سپس به بازداشتگاه وزرا منتقل شد.دلیل این بازداشت برگزاری برخی از مهمانی ها و نشست ها با اعضای جنبش زنان در منزل وی اعلام شده است.تبلیغ علیه نظام، تشویش اذهان عمومی و اقدام علیه امنیت ملی نیز بعنوان دیگر اتهامات وی اعلام است. برای وی وثیقه 100 میلیون تومانی صادر شد .
برگرفته از سایت www.peiknet.com

تهدید حمله به ایران

اين تهديد توسط 'بنيامين بن اليزر' وزير دفاع سابق اسرائيل در مراسم هفته دفاع اسرائيل اعلام گشت. هفته دفاع زمانى است كه مردم اسرائيل به انجام تمرينها و يادگيرى روشهاى دفاع در مقابل حمله هاى احتمالى ميپردازند . بن اليزر در طى سخنانى گفت اگر درگيرى بين ايران و اسرائيل رخ دهد، "ما با انچنان خشونتى عمل خواهيم كرد كه تبار ملت ايران را از بين خواهيم برد." وى سپس ادامه داد، "ايرانيها خودشان هم از اين توانائى ما خبر دارند" . مطبوعات اين سخنان تهديد اميز را به تهديد هاى محمود احمدى نژاد مربوط ميدانند، كه گفته بود اسرائيل از صفحه روزگار محو خواهد گشت .

۱۳۸۷ فروردین ۲۰, سه‌شنبه

مسئولین ایران با تنظیم لیست های نامزدها عملا در انتخابات تقلب می کنند

مسئولین ایران با تنظیم لیست های نامزدها عملا در انتخابات تقلب می کنند. این کاملا روشن است که رای دهندگان ایرانی نمی توانند آزادانه نمایندگان خود را انتخاب کنند.
فهرست نامزدهایی که برای انتخابات تایید شده اند نشان می دهد که به اصلاح طلبان اجازه داده شده است که تنها بدنبال اقلیتی از کرسی های مجلس باشند. به این ترتیب گروه های نزدیک به آیت الله خامنه ای، رهبر معنوی، اکثریت کرسی ها را از آن خود خواهند کرد. گرچه در بین تندروها رقابت زیادی خواهد بود، اما نامزدهای اصلاح طلب از 290 حوزه انتخابیه تنها در 106 حوزه انتخابیه شرکت دارند.
وزارت کشور مطابق معیارهای قانون انتخابات ایران مرحله اول رد صلاحیت ها را برعهده دارد. گرچه برخی از این معیارها نظیر محدودیت های سنی و شرایط تحصیلی روشن و عینی هستند، اما بیشتر آنها چنان مبهم هستند که به مسئولین اجازه می دهد تصمیم های فله ای بگیرند، بدون آنکه مسئول عملکرد خود شناخته شوند.
اکثر نامزدهای رد صلاحیت شده با گروه های اصلاح طلب بخصوص گروه های نزدیک به محمد خاتمی رئیس جمهور سابق مرتبط هستند. اکثریت نامزدهای تایید شده را افراد موسوم به اصولگرا، گروه تندرویی که به آیت الله خامنه ای نزدیک هستند، تشکیل می دهند.
ایران بعنوان عضو کنوانسیون بین المللی حقوق مدنی و سیاسی متعهد است بدون هیچ "محدودیت بی دلیلی" به شهروندانش این امکان را بدهد که بعنوان نامزد از فرصت های برابر برای رقابت در انتخابات برخوردار باشند. این کنوانسیون کشورهای عضو را ملزم به تضمین "بیان آزادانه اراده انتخاب کنندگان" می کند

تبعیض و عدم تحمل در کتابهای درسی ایران

گزارش تحلیلی
این گزارش نشان می‌دهد که نظام آموزشی ایران تبعیض بر علیه زنان و اقلیت‌ها را به کودکان در مدرسه‌ها می‌آموزد و این که به غیرمسلمان با نگاهی مشکوک و تحقیرآمیز نگاه کنند تا از این رهگذر ایدئولوژی مذهبی حکومت تداوم بخشیده شود
گزارشی که در برابر دارید، اصلی‌ترین یافته‌های پژوهشی را منعکس می‌کند که در چهارچوب پروژه‌ی مطالعاتی «خانه‌ی آزادی» (Freedom House) روی کتاب‌های درسی ایران در مقاطع آموزش ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان انجام گرفته است. بررسی‌ها و پژوهش‌های مختلفی که در 25 سال اخیر روی نظام آموزشی ایران انجام شده‌اند، در این نکته‌ی اساسی با یکدیگر توافق دارند که برنامه‌ی درسی‌ای که به دانش‌آموزان ارایه می‌شود، دارای سمت‌گیری روشن مذهبی و ایدئولوژیک است. کتاب‌های درسی ایران از سال‌های نخست پس از استقرار جمهوری اسلامی تا کنون دستخوش تغییرات بسیار مهم و چندباره شده‌اند؛ اما گرایش مسلط در آن‌ها، همچنان، حضور پررنگ و ساختاریِ گفتمانی است که امروزه «اسلام سیاسی» را در سطح منطقه‌ی خاورمیانه نمایندگی می‌کند؛ «اسلام»ی که مدعی برخورداری از قابلیت ایجاد یک نظام کامل سیاسی- اداری- اقتصادی در برابر الگوهای سیاسی متداول جهان است و در نظر دارد تا نسل جوان را با نظم فرهنگی و رفتاری خاص خود، برای آن نظام تربیت و آماده کند. به زبانی دیگر، مطالب درسی ایران، آئینه‌ی تمام‌نمای جامعه و شهروند ایده‌آل در نظام حکومتی این کشور است؛ و تحلیل محتوای پیام این برنامه می‌تواند ما را در شناخت بهتر پروژه‌ی سیاسی آن یاری دهد.
برنامه‌ی درسی رسمی و مطالبی که در کلاس درس به دانش‌آموزان ارائه می‌شود، در روندهای جامعه پذیری جوانان و شکل‌گیری ذهنیت و فرهنگ آن‌ها نقش بسیار مهمی ایفا می‌کند. این روندها، در کشورهایی مانند ایران- که در آن دولت نقش مرکزی و کنترل کننده در تنظیم و ارائه‌ی برنامه‌های درسی دارد و محیط‌های آموزشی از آزادی‌های لازم برای برخورد انتقادی با مطالب درسی برخوردار نیستند- می‌تواند پرتنش و نامتعارف باشد. آخرین برخورد مسئولین سیاسی ایران با نظام آموزشی، نشان‌دهنده‌ی مشکلاتی است که آنان در استفاده‌ی ابزاری از مدرسه و نیز طرح مطالب درسی مذهبی در رابطه با تربیت نسلی «سازگار» با گفتمان مسلط در ایران دارند. با وجود همه‌ی تغییرات ایدئولوژیکی-اسلامی در سال‌های پس از 1357، محمود احمدی‌نژاد، رییس جمهوری اسلامی ایران، هنوز هم نظام آموزشی این کشور را تحت تاثیر افکار سکولار می‌داند و خواهان انقلاب فرهنگی جدیدی می‌شود.
بر گرفته شده از www.gozzar.org