۱۳۸۷ تیر ۵, چهارشنبه

18 تیر یادت نره

بار دیگر شما رو دعوت می کنیم به شورش علیه این رژیم اشغالگرمی کنیم. اینو دیگه فکر کنم تاریخش روهمه ما بدونیم .همون 18 تیر که بار ها همه دانشجو ها جهت اعتراض اونجا تحسن کردن .هموطنان عزیز من دوستان من هم خونان من ای برادران و خواهران من برای جلوگیری از جنایتی بیشتر باید به پا خیزید.با گفتن و فکر کردن هیچ تغییری صورت نمی گیره باید به جامه عمل رساند.

وعده دیدار18 تیر 1387



۱۳۸۷ خرداد ۲۷, دوشنبه

جوان تبریزی با شوک الکتریکی زیر شکنجه به فتل رسید

به گزارش کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان،
فرهاد محسنی نگارستان فعال سیاسی آذریابجانی بر اثر شکنجه های وحشیانه دژخیمان وزارت اطلاعات با استفاده از شوک الکتریکی به قتل رسیده است.
به گفته یکی از اعضای خانواده او٬ فرهاد به احتمال بسیار زیاد بر اثر شوک الکتریکی که به خاطر گرفتن اعتراف به او وارد کرده اند٬ جان خود را از دست داده است.
مسئولین به خانواده محسنی نگارستان گفته اند که جسد او را از پارک ائل گؤلو (شاه گؤلو) تبریز یافته اند. آنها روز ۲۲ خرداد جنازه را تحویل پزشکی قانونی دادند. جسد این جوان ۲۵ ساله بدون کالبد شکافی و بررسی چگونگی مرگ روز پنجشنبه ۲۳ خرداد دفن شد.
بنا به اخبار کاملا دقیق فرهاد محسنی روز دوم خرداد در حالیکه با چند تن از دوستانش به پارک ائل گؤلو (شاه گؤلو) می رفت٬ توسط مامورین لباس شخصی ربوده شد. علیرغم مراجعت مکرر خانواده او به مسئولین و نهادهای ذی ربط به آنها جواب مشخصی داده نشده بود.
با توجه به اخبار موثق در مورد مرگ این فعال در زیر شکنجه مامورین اطلاعات و همچنین سابقه حبس این فعال با سابقه در سال ۱۳۸۵ اخبار منتشر شده از طرف خبرگزاری ایرنا و همچنین تلویزیون دولتی ایران (شبکه استانی آذربایجان شرقی) مبنی بر مشخص نبودن عامل مرگ و یا خودکشی این فعال ۲۵ ساله، کاملا نادرست بوده و با هدف منحرف کردن افکار عمومی و رسانه های آزاد صورت گرفته است.

۱۳۸۷ خرداد ۲۴, جمعه

تظاهرات در پارک ملت ایمیل خوانندگان سایت ایران نیوز پرس
در ساعت حدود ۱۲:۳۰ که ما داشیم به طرف جایی که قرارمان بود می رفتیم در پارک ملت نیروهای لباس شخصی اطراف کسانی که آنجا ایستاده بودند را محاصره کرده بودند و اجازه پیوستن ما را به آنها نمی دادند.در همین دقایق بود که کسی شعاری نمی داد صدای "ما هستیم" از جمعیت بلند شد و با گفتن شعار ما هستیم نیرو های لباس شخصی به شدت با زنجیر و باتوم به تجمع کنندگان حمله ور شدند و تعدادی را دستگیر کردند.نیروی انتظامی خیلی با مردم همکاری داشت اما لباس شخصی ها با فیلم گرفتن و توهین های رکیک و باتوم و زنجیر با مردم برخورد میکردند.
***
در تهران تعداد زیادی نیرو یگان ویژه در سرتاسر خیابان ولیعصر از میدان ونک تا نزدیک پل پارک وی مستقر شده است.البته تمامی ماشینها با آرم گشت ارشاد هستند که گفته شود طرح مبارزه با بد حجابی هست.در ساعت ۱۲ دو جوان با سن کم را در ابتدای خیابان میرداماد ۲ نفر لباس شخصی از نیروهای امنیتی (پلیس امنیت - میرداماد / ایستگاه مترو ) دستگیره کرده در حالی که بسیار زده بودند و لباسهایشان خونی بود و آنها را کشان کشان میبردند به شمت ماشینها در حالی که در دستشان گاز اشک اور و باتوم اهنی بود.و به مردم میگفتند گم شدید جمع نشید. افرادی بسیار بی سواد که هنوز فارسی درست صحبت نمیکردند و بسیار وحشی
بودند
خبرگزاري حکومتی فارس نزدیک به دولت پاسدار احمدی نژاد: "تعدادي از اراذل و اوباش پيش از ظهر امروز به دعوت شبكه‌هاي ماهواره‌اي ضد انقلاب و لس آنجلسي در مقابل پارك ملت تجمع غيرقانوني برگزار كردند. تجمع‌كنندگان كه پيش از ظهر امروز بدون مجوز قانوني و در مقابل پارك ملت اقدام به برگزاري تجمع كرده بودند با دخالت نيروي انتظامي و بازداشت تعدادي از اين افراد، در حال متفرق شدن هستند. برخي تجمع كنندگان درباره چگونگي اطلاع از برگزاري اين تجمع غيرقانوني گفتند كه از طريق ايميل و شبكه‌هاي ماهواره‌اي فارسي زبان بيگانه از اين تجمع مطلع شده بودند. تجمع كنندگان همچنين خواستار آزادي عباس پاليزدار متهم به برخي مسائل مالي و نشر دروغ و اكاذيب شدند."

۱۳۸۷ خرداد ۲۲, چهارشنبه

دعوت به شورش علیه رژیم اشغالگر اسلامی


ای ایرانی به پا خیز و خروش کن به خاطر سفره های خالی خودت و هم خونانت. به خاطر آزادی خواهر و برادرانت .برای نجات از دست این مزدوران. الان دیگر وقتش رسیده که به پا خیزید.الان وقتش رسیده که ترس را از دلها بیرون کنید وحق خود را از این رژیم اشغالگر بگیرید.
تا کی نشستن ودیدن و چیزی نگفتن.حتما باید به خودت زور اعمال بشه که به پا خیزی .
تا کی باید ساکت نشست .
اگر ایرانی هستی اگرخون ایرانی در رگهایت جریان دارد بایدبه پا خیزی و حقت را بگیری .
وعده روز جمعه 24 خرداد ماه 1387 ساعت 12 ظهر در تهران
پارک ملت ودر مشهد میدان آزادی
جهت افشای مافیای اقتصادی در ایران .جهت از بین بردن خفقان در ایران.برای رهایی از دست جمهوری به اصطلاح اسلامی در ایران.چرا ما ایرانیان نمی توانیم خودمان انتخاب کنیم که چه جور حکومتی داشته باشیم.چرا همه اینها می توانند به ما زور بگویند .مگر دین و ایمان زوری ست.چرا باید سرمایه های طبیعی ما باید به نفع سران مملت که معلوم نیست از کجا آمده اند ریخته شود؟؟؟ چرا چرا چرا ....انقدر چرا ها وجود داره فقط آدم باید کمی چشمهایش رو باز کنه .
پس وعده ما روز جمعه 24 خرداد ماه 1387 ساعت 12 ظهر در تهران پارک ملت
ودر مشهد میدان آزادی

۱۳۸۷ خرداد ۲۱, سه‌شنبه

کاریکاتور احمدی تژاد از روزنامه تایمز


5 روز پر خبر ایران در بی خبری مردم گذشت
احمدی نژاد در ایتالیا و هاشمی رفسنجانی در عربستان
5 روز پر خبر ایران در شبکه های خبری جهان گذشت، اما به یاری سانسور شدیدی که در کشور حاکم کرده اند و تعطیلاتی که حکومت مشوق آنست، مردم ایران در اکثریت خود از آن بی خبر ماندند. تلویزیون در اشغال، نماز جمعه در اشغال، خبرگزاری ها در کنترل، روزنامه ها زبان بسته و قلم شکسته و تعطیلات و گرما برقرار. بدين ترتیب، تعطیلاتی که امروز پایان یافت، از روز دوشنبه گذشته با مبادله وسیع این "اس ام اس" یا "پیامک" تلفن همراه که به سبک صحبت کردن آیت الله خمینی آغاز شده بود: «لاکن این طور نباشد که ما ارتحال کنیم و شما عشق و حال. دو روز تعطیل شید، برید شمال پی کیف و حال- هپی ارتحال». پیامی که دولت درچارچوب مقابله ای که با آیت الله خمینی آغاز شده ضرورتی در سانسور آن ندید!




در همین روزهای کیف و حال، تقریبا معتبر ترین نشریات جهان با نگرانی بسیار، انتشار اخبار و گزارش های جدیدی را پیرامون نزدیک شدن حمله نظامی به ایران منتشر کردند و حتی یکی از معاونان نخست وزیر اسرائیل مدعی شد که "بیهوده نباید از واکنش نظامی ایران بیم داشت، این واکنش چندان هم نمی تواند وسعت داشته باشد."

برای نخستین بار مطبوعات چپ آلمان نیز نگرانی خود را از احتمال حمله به ایران اعلام داشتند واین درحالی است که در هفته های اخیر "فیشر" وزیر خارجه سابق آلمان نیز در مصاحبه ها و نوشته های تحلیلی- تفسیری خود خطر حمله به ایران را نزدیک اعلام داشته است. این ابراز نگرانی و اعلام خطر، در مطبوعات آلمان و از دهان وزیر خارجه این کشور محدود نماند و برای نخستین بار سردبیربخش خاورمیانه رادیو بی بی سی نیز با جمعبندی اخبار همین چند روزی که ایران در تعطیلات فرو رفته بود، خطر حمله به ایران را نزدیک اعلام داشت. این درحالی است که رادیو بی بی سی در تمام دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد سیاستی بسیار ملایم و متمایل به دولت کنونی داشته تا صدای آن گرفتار پارازیت و سایت آن اسیر فیلترینگ نشود.
مقاله تحلیلی روزنامه چپ گرای "یونگه ولت" چاپ آلمان که بر محور گزارش نيويورك تايمز تنظیم شده را در همین شماره پیک نت و بصورت مستقل می خوانید.
به بهانه شورش 15 خرداد و روز درگذشت آیت الله خمینی، رهبر جمهوری اسلامی "علی خامنه ای" که سکان سیاست اتمی و نظامی را دراختیار دارد نیز سخنرانی کرد. او در سخنرانی پرحاشیه و پر شاخ و برگش روی ادامه غنی سازی اورانیوم درایران تاکید کرد كه یگانه خبر آن سخنرانی بود. گرچه خبری تکراری. اما این نیمه خالی لیوان اتمی ایران بود، چرا که نماينده ايران در آژانس انرژی اتمی در آخرین مصاحبه خود نیمه دوم آن را با یک عقب نشینی تلویحی و تبلیغی پر کرد. یعنی از احتمال متوقف شدن غنی سازی سخن گفت. سخنی که همه محافل سیاسی مهم جهان از مدتی پیش آن را وقت کشی برای دراختیار داشتن زمان برای تولید کلاهک اتمی ارزیابی کرده و می کنند. از جمله بوش رئیس جمهور امریکا که همین ارزیابی را اخیرا و بصورت هشدار اعلام داشت. مصاحبه نماينده ايران در آژانس "سلطانیه" را نیز در همین شماره پیک نت و بصورت مستقل می خوانید.
اما، این هنوز سر تیر مهم ترین اخبار جهانی در ارتباط با ایران نیست. انتشار گزارش جدیدی که نشان میدهد سپاه پاسداران عملا در لبنان مستقر شده و همچنین سفر هاشمی رفسنجانی به عربستان سعودی نیز از جمله اخبار مهم این چند روز بود.
تلویزیون های عرب زبان منطقه خاورمیانه و خلیج فارس در گزارش های تصویری که از این سفر منتشر کردند، بی وقفه روی وسعت هیات همراه هاشمی رفسنجانی متمرکز شدند. هرکس در تهران گم شده بود در جمع هیات همراه هاشمی رفسنجانی می توانستید پیدا کنید. حتی محسن رضائی فرمانده اسبق سپاه پاسداران و دبیرکنونی مجمع مصلحت نظام که با کفن سفید در جمع همراهان هاشمی هنگام زیارت کعبه خود نمائی می کرد.
دراین چند روز مردم چنان به گیلان و مازنداران سرازیر شدند که از بعد از "پلور آب اسک" در جاده هراز و از بالای منجیل و سد لتیان در دو جاده رشت و چالوس مردم یا در راهبندان بودند و یا روی گلیم و زیراندازی در کناره ها ولو. چه رسد به شهرهای شمال و لب دریا. اسم این فرار از گرما و کشیدن نفسی خارج از تهران را مردم گذاشتند "کیف وحال".
برای این کیف و حال حکومتیان دو دسته شدند. یک دسته همراه احمدی نژاد رفتند ایتالیا و راهشان به "رم" ختم شد و یکدسته هم همراه هاشمی رفتند عربستان سعودی. رهبر و فرماندهان هم ماندند تهران تا خبرها را برایشان بیآورند.
تمام تلویزیون های مهم جهان، پوشش خبری سفر احمدی نژاد به ایتالیا را با ترک اجلاس "غذا و..." توسط نخست وزیر و وزیر خارجه ایتالیا هنگام آغاز سخنرانی احمدی نژاد آغاز کردند. این پوشش سپس به تظاهرات ایرانی ها در رم و در اعتراض به اجازه ورود احمدی نژاد به ایتالیا و سپس تظاهرات چند برابر خود ایتالیائی ها با همین انگیزه و مضمون همراه شد. از این سفر و از همه این ماجراها، خبرگزاری های داخلی عکس مضحکی را منتشر کردند که دیدنی است و افسوس خوردنی. افسوس از بازی احمد جنتی و علی خامنه ای با آبروی ایران و اعتبار تاریخی ایران و جانشین کردن احمدی نژاد بجای محمد خاتمی که همچنان وزنه ایست بین المللی. این عکس را هم در همین شماره پیک نت می بینید.
وسعت هیات همراه هاشمی رفسنجانی در سفر به عربستان سعودی خود نشان دهنده اهمیت این سفر و تلاش و کوششی است که از جانب بخشی از حکومت، با هدف کاهش دشمن تراشی در منطقه و اصلاح سیاست های ماجراجویانه رهبر- رئیس جمهور صورت می گیرد. این سفر و مذاکرات غیر آشکاری که در خیمه پادشان عربستان سعودی انجام شد مسائلی از لبنان تا مالکیت سه جزیره تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی را در بر گرفت و خواه نا خواه عراق را نیز.
با آنکه بصورت رسمی اعلام نشده جزئیات مذاکرات چه بوده و چرا هیاتی با این وسعت همراه هاشمی رفسنجانی به عربستان سعودی رفته اما کم کم در محافل سیاسی زمزمه ها آغاز شده است. از جمله این خبر«خالد مشعل رهبر حماس در جریان سفر خود به ایران که قبل از آغاز تعطیلات ایران انجام شد، به شخص هاشمی رفسنجانی اختیار کامل داده تا در مذاکرات با پادشاه عربستان سعودی بعنوان سخنگوی تام الاختیار حماس مذاکره کند!»
چرا به هاشمی و نه به احمدی نژاد؟
سئوالی که پاسخ آن از روز روشن تر است: سوریه درحال مذاکره با اسرائیل است و حرف های جنجالی و تبلیغاتی احمدی نژاد باز کننده گره ای که در نواز غزه بسته شده نیست. قدرت های عرب و از جمله عربستان سعودی که روی ثروت نفت خوابیده نیز اساسا احمدی نژاد را نه جدی می‌گیرند و نه حاضر به مذاکره با او هستند. به این ترتیب آنکه میان خاتمی و خامنه ای نقش وسط را بازی می کند و در محافل سطح بالای روحانیت نیز صاحب نفوذ است، هاشمی رفسنجانی است!