دوشنبه ۲۹ ژوئن ۲۰۰۹

تائید انتخابات و نشانه ای دیگر از دیکتاتوری در ایران

همانطور که پیش بینی می شد نتیجه انتخابات از طرف شورای نگهبان تائید شد و هیچ کس نتوانست کاری بکنه و تمامی این بازی ها وبالا و پائین کردن ها قبول کردن اعتراضات وتشکیل هیئت حکمیت ملی متاسفانه فقط یک بازی بود برای برنده شدن وقت و آرام کردن جو در ایران بود .

تا تونستن قضیه رو کش دادند و آخر سر همون کاری رو کردن که می خواستند. من واقعا متاسفم که در ایران دولت مردم را واقعا مسخره دست خود می دونه و هر کاری که دلشون می خواد باهاشون انجام می ده.

از همون اول مشخص بود که نتیجه انتخابات تائید خواهد شد این همه قایم موشک بازی و عقب جلو کردن نیازنبود. این مسلئه کاملا مسلم ومشخص بود که شورای نگبان بر روی حرف رهبری حرف دیگری نخواهد زد و هیچکدام از اعتراضات نیز کار ساز نبود و هیچ نتیجه و ثمری نداشت.

واقعا در این جور موقعیت ها می توان سلطه دیکتاتور را در ایران لمس کرد.


به امید روز رهایی از دست دیکتاتور در ایران

یکشنبه ۲۸ ژوئن ۲۰۰۹

ابطال انتخابات الزامی می باشد

تشکیل هیئت حکمیت ملی فقط جهت پایان دادن به در گیری ها می باشد

تشکیل این هیئت حکمیت ملی سر هم بندی کردن به همه مسائل در ایران می باشد و خرید وقت برای آرام کردن ایران می باشد و اگر هم قرار بر شمارش آراء باشد می بایستی همه آراء شمارش شود و با شمارش 10 در صدی هیچ چیز درست نخواهد نشد.

و در مورد اینکه بعضی ها نظر به این دارند که به رهبری می بایستی مراجعه کرد .این کار بزرگ ترین اشتباهی خواهد بود که می توان انجام داد چون همه ما می دانیم که خامنه ای که بی طرف نیست و موضع خود را مشخص کرده .

شورای نگهبان نیز که منتخبین رهبری می باشد غیر ممکن است که به نتیجه ای بر خلاف نظر رهبری برسند.

در نتیجه ابطال انتخابات بهترین راه برای جلب اعتماد مردم می باشد با وجود اینکه چهره خراب دولت خراب تر خواهد شد.

جمعه ۲۶ ژوئن ۲۰۰۹

این ممکن است زندگی خیلی ها را نجات دهد

"این متن مربوط میشود به دوستی او عضو تیم SWAT و متخصص در تاکتیک های زد شورشی می باشد. او روشها و ویدئوهای مربوط به تاکتیک های بسیج را مورد مطالعه قرار داده تا این متن را آماده کند. پخش این متن در میان مردم ایران می تواند بسیار مفید واقع شود.در ضمن او نمی خواهد که اسمش فاش شود فقط میتوانم اسم مستعار اس ب را از او ذکر کنم"

چند نکته زیر را هنگام حمله بسیج و یا نیروهای امنیتی دیگر برای دفاع از خود به یاد داشته باشید:



در حین حمله پلیس ضد شورش به مردم

اگر توسط این نیروها دستگیر شدید بهترین راه برای آزاد شدن از دست آنها این است که با تمامی قوا به تمامی جهت ها خود را پرتاب کنید. به یاد داشده باشید که از آنجایی که ماموران مجبورند شمارا در حین درگیری ها نگه دارند. باید با یک دست این کار را انجام بدهند. مشت بند فلزی یا چوبی که ساخت آن نیز آسان است و می توان آن را باکمک یک تکه چوب و یک اره و یک مته ساخت که کمتر از نیم ساعت طول خواهد کشید. مشت بند چوبی سبک و بدرد بخور می باشد. لبه آن را می توانید تیز بکنید.



در حین حمله موتورسیکلت

تاکتیک موتورسواران بسیجی تاکتیک حمله و بازگشت هست که بیش از هر چیز با هدف ایجاد ترس همراه است. از همین تاکتیک برای ترساندن معترضین در زمان جنگهای داخلی آمریکا توسط سوارکاران آن موقع استقاده میشد. مزیت موتور مشخص است. آنها میتوانند جاهایی در شهر بروند که ماشینها نمیتوانند. ولی دارای معایبی نیز هستند که میتوان با استفاده از آن نیروهای مربوطه را فلج کرد.

بهترین راه منحدم کرند موتور استفاده از پنچرکننده ها می باشد. موتوهای بسیچی ها نمیتوانند در مقابل چند سوراخ کننده دوان بیاورند. فقط با صرف چند دقیقه میتوانه دو میخ را با زاویه 65 درجه دور هم پیچاند. با یک مشت از این میخ ها و ریختنشان روی زمین میتوان موتوهارا فلج کرد.



گاز اشک آور

یک تکه دستمالی که آغشته به سرکه است میتواند بسیار موثر باشد. دهان و بینی خود را با آن پوشیده و کمی آب برای شستن چشمانتان همراه داشته باشید. سوزاندن لاستیک نه تنها تاثیر گاز اشک آور را کم نمیکند بلکه آن را تشدید کرده و بوی بدی هم به همراه دارد.



باتون

پلیس ضد شورش معمولا برای استفاده از باتون دوره های زیادی میبیند. آنها میدانند که ضربه زدن به یک جسم ثابت آسان و ضربه زدن به یک جسم در حال فرار حتی آسانتر است! ضربه زدن با باتون باید دارای زمان بندی بالا باشد. بد ترین کاری که در حین حمله باتون میتوان کرد فرار از آن است که در واقع فرصت خوبی به مامور میدهد تا زمان بندی خود را برای ضربه زدن تنظیم کند. بهترین کار برای مختل کرند این زمان بندی آن است تا مستقیم به سمت مامور حرکت کرد. یک بکسر نمیتواند شخصی را که ده سانت از او فاصله دارد بزند و برای همین هم است که بکسر ها همش در حال تکان خوردن اند. باتون نیز مثل مشت بکسر بوده و وقتی به طرف او میروید هماهنگی اش را مختل کرده و حتی میتوان اورا بر زمین انداخت.



تشکیل گروه یکپارچه

بسیج و ماموران موقعی که مردم پخش باشند موفقترند. بدترین حالت برای پلیس این است که نتوان افراد را از هم چدا کرد. کارگران کره شمالی در دهه نود بهترین مثال برای هماهنگی هستند. هزاران تن از آنها بازوانشان را به هم قفل کرده و هر اتفاقی که افتاد هرگز هم را رها نکردند. پلیس نتوانست آنها را پراکنده کند.



اینها صرفا چند راهنمایی بود. لطفا در میان جوانان ایران پخش کنید. این میتواند به نجات بسیاری از جانها کمک کند.

شنبه ۲۰ ژوئن ۲۰۰۹

اعلام جنگ خامنه ای بر علیه معترضین

همانطور که همه شما ها سخنان خامنه ای را در خطبه های نماز جمعه شنیدید .ایشون معترضین به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری را دشمن خطاب کرد و تهدید کرد در صورت ادامه تظاهرات هیچ تظمینی به امنیت معترضین نمیدهد و مسئولیتش به گردن رهبران سیاسی می باشد که مردم را به راهپیمائی دعوت می کنند.

همچنین خامنه ای با این سخنان به طور رسمی مردم را به جنگ و کشتار همگانی تهدید کرد. خامنه ای در واقع خودش رو فقط رهبر عده محدودی از مردم می داند که طرفدار او میباشند و بقیه را دشمن . واقعا ازچنین شخصی که خود را رهبر ایران و اسلام به حساب می رود یه همچنین چیزی توقع نمی رفت. وی نیز متذکر شد که هیچ تقلبی در انتخابات نشده و انتخاب احمدی نژاد درست می داند و حتی خوشحال می باشد که او رئیس جمهور باشد چون از لحاظ فکری همخوانی بیشتری با او دارد . جالب این بود که احمدی نژاد را نزدیک تربه خود ازدوست 52 ساله خود هاشمی می داند.

و در مورد برخورد های نیروی های امنیتی با معترضین .

براصل 27 قانون اساسی تشکیل اجتماعات و راهپیمائی ها بدون حمل سلاح به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد
آزاد می باشد.

پس چرا حتی به قانون خودشون هم عمل نمی کنند .از ویدیو ها مشخصه که مردم فقط شعار میدن و حتی با به نیروهای امنیتی کاری ندارند این نیروهای امنیتی هستند که برای پراکنده کردن مردم همه را کتک میزنند. برایشان هم فرق نمی کند که چه کسی باشد زن یا مرد پیر یا جوان . واقعا دیدن این تصاویر تکان دهنده هست.

مردم فقط قصد اعتراض دارند قصد گفتن نظر خود چرا این حق را از مردم می گیرند چرا مردم ایران نمی توانند در مورد کشورشان زندگیشان و دولتشان تصمیم گیری کنند. حق اعتراض را از مردم می گیرند.ظاهرا در ایران هر کس که اعتراض می کند به هر صورتی او را از سر راه بر می دارند .حالا حتی اگر مجبور به کشتن او شوند برای آنها هم فرقی نمی کند که یکنفر و یا یک گروه باشد .


به امید روز آزادی بیان
در ایران


یکشنبه ۱۴ ژوئن ۲۰۰۹

درخواست ایجاد سایتهای جدید برای انتقال اخبار ایران

در این چند روز به نظر می رسد که سایتهای اطلاع رسانی گروهی مانند بالاترین و دنباله تنها روزنه های خبرگیری و خبر رسانی بوده اند و به علت حجم بالای اطلاعات و نیاز مردم برای دانستن زیر فشار بوده و اغلب از دسترس خارج بوده اند.
از تمام کسانی که در زمینه راه اندازی سریع سایتهایی مانند بالاترین تجربه و اطلاعات دارند درخواست می شود در این زمینه سریعا فعال شوند و سایتهای عملیاتی برای گردش سریعتر اطلاعات را راه اندازی کنند. اگر فرض بر این باشد که تمامی اتفاقات این چند روز اخیر با برنامه ریزی قبلی بوده است پس باید توجه کرد که بخش فنی نیروهای اطلاعاتی نظام تمام سعی خود را خواهند کرد تا سایتهای فعالی مانند گویا، بالاترین و دنباله را یا از کار انداخته و یا در روند فعالیتشان اخلال کنند.
یکی از شیوه های موثر در برخورد با کودتای رژیم ایران گردش سریع اطلاعات است. چرخش سریع اطلاعات دست نظام را برای برخوردهای آتی خواهد بست. باید از دانش و نبوغ ایرانیان وطن پرست برای ایجاد و راه اندازی چنین شبکه ای نهایت استفاده را کرد.

شنبه ۱۳ ژوئن ۲۰۰۹

متاسفانه همانطور شد که من فکر می کردم

همانطور که همیشه گفتم و دیروزنیز هم نوشتم مشکل ما مشکل ریاست جمهوری نیست .در ضمن ما هیچ تاثیری در انتخاب رئیس جمهور نداریم . اگر اخبار انتخابات را در اینترنت دنبال کرده بودید و به آمارهای اینترنتی توجه کرده بودید. همه می خواستند به موسوی رای دهند پس چطور شد که یه دفعه آقای احمدی نژاد با اینکه همه از او ناراضی بودند در دور اول با اکثر آراء برنده شد و حتی به دور دوم نکشید؟

اگر آقای احمدی نژاد را مردم انتخاب کرده اند پس چرا الان در ایران بین مردم با دولت درگیری می باشد ؟چرا همه دم از نارضایتی میزنند؟ چرا همه به خیابان ها ریخته و می گویند که ما به احمدی نژاد رای نداده ایم؟

البته همه می دانند که این دستوریعنی تقلب در انتخابات و انتخاب احمدی نژاد از طرف رهبری می آید و در مقابل آن نمی توان ایستاد. در واقع تقریبا میشد این نتیجه را پیش بینی کرد چون رهبری از احمدی نژاد طرفداری می کرد وحتی در تبلیغات برای احمدی نژاد تقلبات زیادی انجام شد از جمله عوض کردن فیلم تبلیغاتی احمدی نژاد بعد از پخش فیلم تبلیغاتی موسوی از تلویزیون و ...

دولت باید شرم کند چقدر دروغ چقدر فریب ؟؟؟ آیا این مردم ایران بازیچه هستند؟ چرا اسم دولت را دیکتاتوری نمی گذارند وخیال خود را راحت نمی کنند؟ وقتی حتی مردم ایران هیچ تاثیری در انتخاب ریاست جمهور نمی توانند داشته باشند پس این چه دموکراسی می باشد ؟؟؟

براستی مشکل کشور ما وجود رهبری در صدر کشور می باشد و می بایستی این پست را حذف کرد تا بتوانیم دموکراسی در ایران برقرار کنیم وگرنه این مسائل تا ابد ادامه خواهد داشت والا هیچ تغییری صورت نخواهد گرفت !



جمعه ۱۲ ژوئن ۲۰۰۹

انتقادی بر انتخابات ریاست جمهوری و تبلیغات این دوره آن در ایران

متاسفانه بدلایل مسائل شخصی که هم اکنون به سختی با آن درگیرهستم نتوانستم به طور کاملا جدی انتخابات این دوره ریاست جمهوری را دنبال کنم و کاملا به روز باشم ولی تا آنجا یی که اینترنت در دسترسم بود سعی کردم عقب ماندگی خودم راجبران کنم .

امروز همانطور که همه ما ایرانی ها در سراسر دنیا می دانیم از ساعت 8 صبح تا ساعت 6 بعد از ظهر در ایران مردم به پای صندوق های رای رفتند تا کاندید منتخب خود را به عنوان رئیس جمهور انتخاب کنند.

ظاهرا اینجور که پیداست تبلیغات در این دوره به صورت گسترده تری انجام شد و اینترنت نیز در این میان نقش موثری ایفا کرد . برای من جالب که بعضی از این کاندیدا ها که حتی نمی دانند در آمریکا به چه زبانی صحبت میشه دارای وب سایت های شخصی بودند و بیانات خود را در این سایتها منعکس می کردند .

البته من خیلی خوشحال هستم که کم کم در ایران اینترنت کمی جدی تر گرفته شد و حتی از آن دریه همچین مغوله مهمی مثل انتخابات ریاست جمهوری استفاده شد.

چندین مسئله در تبلیغات انتخاباتی امسال من رو رنجوند که مهمترین آن مناظره های کاندید ها بود که از تلویزیون پخش شد و مرسی از اینترنت که من همه آنها در اینترنت دیدم. اینطور که من فکر میکنم این مناظره ها برای این است که این اشخاص موقعیتی برای بیان اهداف خودوتبا دل نظرات با رقبا می باشد و در واقع بهتر معرفی کردن خود وهمچنین توضیحی ازچگونگی اداره دولت خود در آینده .

ولی متاسفانه این صحبت ها و مناظره به دادگاه تبدیل شد و کاندیدا ها خصوصا آقای احمدی نژاد و آقای موسوی دست به تحقیر دو طرفه زدند و با کوچیک کردن دیگری سعی به بزرگ کردن خود داشتند .

اگر یه نفر لیاقت ریاست جمهوری داشته باشد برای رئیس جمهور شدن نیازی به کوچیک کردن رقیب خود نداره .

همانطور که همه شما ها دیدید و بخصوص در مناظره بین آقای احمدی نژاد و آقای موسوی این دو فقط به ذکر
اشتباهات دیگری پرداختند که فلانی در فلان سال فلان اشتباه را کرد ویا اینکه مثل روزنامه کیهان اشخاص را با ذکر نام خراب کردند به طوری که موضوع اصلی به نسبت زیاد فراموش شد.

در واقع من در این دوره مجذوب هیچکدام از کاندیدا ها نشدم با اینکه در گذشته من خودم طرفدار پرو پا قرص اصلاحات بودم ولی فکر میکنم که سید حسین موسوی نیز لایق ریاست جمهوری در ایران نیست و با سر کار آمدن او نیز مشکلات در ایران کمتر نخواهد شد.

البته در اینترنت بسیاری از رای گیری های اینترنتی می گویند که موسوی رئیس جمهور خواهد شد .از نظر شخص من اگر هم موسوی در این هم دوره برنده شود از روی انتخاب احساسی مردم بوده به خاطر اشتباهات بزرگ احمدی نژاد در 4 سال گذشته و چندین خاطره خوب و تحول بزرگ سال 80 در اولین حضور خاتمی با نام اصلاح طلبی می باشد.

حال منتظر می مانیم که چه نتیجه ای از این انتخابات بیرون خواهد آمد.